سوءتفاهم و بیگانه (چرم) نمایش‌نامه و رمان

۲۶۲ صفحه
امتیاز نداده‌اید

خاموش شدیم و ماری همان‌طور می‌خندید. زن چاق و چله به طرف همسایه من فریاد می‌کشید که بی‌شک شوهرش بود و مرد چهارشانه‌ای بود و موهایش بور و نگاهش پاک و بی‌آلایش بود. صحبتشان دنباله مکالمه‌ای بود که مدتی قبل شروع کرده بودند.

تعداد صفحه
۲۶۲
شابک
۹۷۸۶۰۰۸۷۰۸۳۷۷
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.