- نوشته اروین یالوم
- ترجمه زهرا حسینیان - محمدرضا فیاضی بردبار
- ناشر ترانه
وقتی نویسندهای تصمیم میگیرد آخرین کتابش را بنویسد و قلمش را آویزان کند دلتنگی اولین حسی است که به سراغ خوانندگانش میآید. اروین یالوم که با وجود شهره بودنش در روانکاوی، دستی بر آتش ادبیات دارد، با رمان وقتی نیچه گریست ژانری بدیع در ادبیات گنجاند. یگ قرنی میشود که روانکاوان شبیه کیمیاگران مرموزانه سرزمین ناخودآگاه را پادشاهی میکنند و یالوم پرده از رازهایی برداشت که چطور دروغگویان روی مبل، مجاب به لبخند میشوند. مسلما آخرین تیر هر شکارچی، بزرگترین هدف را میزند و این بار یالوم است که روی کاناپه روانکاویاش دراز کشیده و برای ما از ترسها و دغدغههای یک عمر زندگی میگوید و مخاطب روانکاو این قصه است.
- تعداد صفحه
- ۴۳۶
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۷۰۶۱۷۹۴
نقل قولها و فعالیتها
ما کاوشگرانِ درگیرِ بزرگترینِ پیگیریها میشویم… یعنی رشد و بقای ذهن انسانی. دست در دستِ بیمار، لذت اکتشاف را مزهمزه میکنیم… لذت آن تجربهی « آها» یی، زمانی که تکههای ناهمخوانِ خیالی ناگهان به نرمی به کنار یکدیگر میلغزند و تمامیتی منسجم را میسازند. برخی اوقات احساس میکنم مثل راهنمایی هستم که دیگران را در اتاقهای خانهی خودشان همراهی میکند! چه لذتی دارد وقتی آنها را تماشا میکنم که دربهایی را میگشایند که خودم قبلا هرگز ازشان عبور نکردهام؛ سرسراهای باز نشدهای از منزلگهشان را کشف میکنند که دربرگیرندهی بخشهای زیبا و خلاقانهی هویت است.



