- نوشته ایتالو کالوینو
- ترجمه پرویز شهدی
- ناشر چشمه
طنز زبانی است برای بازگو کردن حقیقتهایی که خیلی وقتها نمیتوان به زبان آورد، زبانی که هرگز کهنه نمیشود و همیشه تروتازگی و شادابیاش را حفظ میکند، درست مثل همزادش کاریکاتور، کالینو در به کار گرفتن این زبان استاد مسلم است...
- تعداد صفحه
- ۳۲۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۲۹۹۳۹
- سال نشر
- ۱۳۹۷
نقل قولها و فعالیتها
عشق فقط زمانی ممکن است که آدم خودش باشد با همه ی نیرویش
-چرا رنجم میدهی؟ -چون دوستت دارم. آنگاه او خشمگین میشد. -نه، دوستم نداری. وقتی کسی را دوست داریم، خوشیش را میخواهیم نه رنجش را. -وقتی کسی را دوست داریم، تنها یک چیز را میخواهیم: عشق را، حتی به قیمت رنج. -پس، تو به عمد مرا رنج میدهی؟ -بله، برای این که از عشقت مطمئن بشوم. – بارون درخت نشین اثر ایتالو کالوینو
ولتر (خطاب به برادر بارون): این که برادر شما بالای درختها میماند،برای این است که به آسمان نزدیکتر باشد? - برادرم معتقد است که برای بهتر دیدن زمین باید کمی از آن فاصله گرفت.
روز اعدام فرا رسید و رمان هنوز به پایان نرسیده بود. واپسین سفری که جووانی خلنگ در زندگی اش میکرد، با ارابه و همراه یک کشیش بود. در اومبروزا محکومان به مرگ را از شاخه بلوط بلندی در وسط میدان بزرگ شهر میآویختند. مردم به تماشا دور درخت گرد میآمدند. در لحظه ای که طناب دار را به گردن جووانی خلنگ میانداختند آوای سوتی از میان شاخهها شنیده شد. جووانی سر بلند کرد. کوزیمو بالای درخت بود و کتاب را در دست داشت. -بگو ببینم آخرش چه میشود کوزیمو در پاسخ گفت: - متاسفم جووانی ، جاناتان را به دار میزنند. - یعنی همین کاری که با من میکنند، پس خداحافظ!

