ملت عشق (پالتویی) گالینگور

۴ از ۵ · ۱ رأی۵۱۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

خیلی وقت پیش بود. به دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق. جرئت نکردم بنویسمش. زبانم لال شد. نوک قلم کور. کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدم‌هایی شناختم، قصه‌هایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته کفش‌های آهنی سوراخ شده، من اما هنوز خامم، هنوز هم در عشق همچو کودکان ناشی...

تعداد صفحه
۵۱۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۲۷۸۴۵۱۳
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.