atena1987

atena1987

@atena1987

  • ۷۰۷۵

    امتیاز

  • ۳۵

    دنبال‌کننده

  • ۱۶

    دنبال‌شونده

  • ۱۳

    نقد

  • ۲۵۸

    نقل‌قول

از نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است

نقدها

سمفونی مردگان

دوستان سعی کنند نقدهای این کتاب را حتما بخوانند، عالی بود

۱۳۹۶/۱۱/۲۷۰ پسند
بودن

توی باغ هرچیزی رشد می‌کند، اما قبل از آن پژمرده و خشک می‌شوند، درختان باید برگ هایشان را از دست بدهندتا برگ‌های جدید در بیاورندو ضخیم‌تر و قوی‌تر و بلندتر شوند. برخی درخت‌ها میمیرند و نهال‌های جدید جایشان را می‌گیرند. باغ به مراقبت زیادی نیاز دارد. اگر باغتان را دوست دارید نباید از کار کردن در آن دست بکشید، کمی صبر کنید. فصلش که برسد حتما شکوفه‌ها سر می‌زنند.

۱۳۹۶/۵/۱۳۰ پسند
بودن

انتشار کتاب در این روزها باغ حاصلخیزی به حساب نمی‌آید.

۱۳۹۶/۵/۱۳۰ پسند
بودن

گاه اگر واقعیت را بدانیم می‌توانیم تا حدی در مسیر قدرت و صلح حرکت کنیم.

۱۳۹۶/۵/۱۳۰ پسند
بودن

چنس رو به دوربین‌ها نشسته بود، دوربین هایی که با لنزهای بی احساس و بزرگشان که به لوله تفنگ می‌مانست او را هدف گرفته بودند و او تنها تصویری بود که ملیون‌ها آدم واقعی او را می‌دیدیند. آنها هرگز خود واقعی او را نمی‌شناختند چون تلوزیون نمی‌توانست افکار او را نشان بدهد.

۱۳۹۶/۵/۱۳۰ پسند
بودن

در میان تمام عناصر چند بعدی در جهان ، مثل درخت،‌سبزه، گل، تلفن ، رادیو، آسانسور و غیره ، تنها تلوزیون است که همواره آیینه در برابر چهره ی نیمه سیال نیمه جامد خود می‌گیرد.

۱۳۹۶/۵/۱۳۰ پسند
بودن

رشد گیاهان باغ فصل خاصی دارد. بهار و تابستان هست اما پاییز و زمستان هم از راه می‌رسد. بعد دوباره بهار و تابستان می‌شود. تا زمانی که ریشه‌ها خشک نشدند، همه چیز درست است و ختم به خیر می‌شود.

۱۳۹۶/۵/۱۳۰ پسند
بودن

هیچ کس از آدم رو به موت خوشش نمی‌آید چون کمتر کسی در مورد مرگ می‌داند.

۱۳۹۶/۵/۱۳۰ پسند
بودن

آنگاه که کسی مخاطب دیگران و یا طرف توجه سایرین قرار می‌گیرد خیالش راحت می‌شود. در این هنگام اعمال فرد توسط سایرین به همان نوعی تفسیر می‌شود که آنان رفتارهای خود را تفسیر می‌کنند. هیچگاه سایرین بیش از آنچه درباره ی خود می‌دانند درباره دیگران نمی‌دانند.

۱۳۹۶/۵/۱۳۰ پسند
بودن

چنس با عوض کردن کانال تلوزیون خودش را عوض می‌کرد. مثل گیاهان باغ می‌توانست مراحل مختلفی را بگذراند، به همان سرعتی که کانال‌ها را عوض می‌کرد می‌توانست عوض شود. بعضی وقت‌ها بی درنگ روی صفحه تلوزیون ظاهر می‌شد، درست همان طور که آدم‌ها روی صفحه دیده می‌شدند. با تغییر کانال میتوانست دیگران را ببیند. برای همین به این باور رسید که او، یعنی چنس است که خود را به بودن وامی دارد نه کس دیگر.

۱۳۹۶/۵/۱۳۰ پسند
بودن

باغبانی کردن حکم عصای سفید آدم نابینا را دارد.

۱۳۹۶/۵/۱۳۰ پسند
بودن

مهم‌ترین حسن باغ این بود که چنس روی باریکه راه‌ها یا بین بوته‌ها و درخت‌ها که می‌ایستاد می‌توانست گم شود، هیچ وقت نمی‌فهمید دارد جلو می‌رود یا عقب ، نمی‌دانست باید عقب برود یا جلو. مهم حرکنش بود،‌مثل گیاه در حال رشد.

۱۳۹۶/۵/۱۳۰ پسند
بودن

یکشنبه بود، چنس توی باغ می‌پلکید. به آرامی شلنگ سبز را به سمت دیگری برد و به دقت به جریان آب چشم دوخت. در کمال آسودگی جریان را به تک تک گل و گیاه و شاخه‌های باغ رساند. گیاهان مثل آدم‌ها بودند، برای زندگی ، رهایی از بیماری‌ها و مردن در آرامش نیاز به مراقبت داشتند.

۱۳۹۶/۵/۱۳۰ پسند