atena1987

atena1987

از نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است
تقویم مطالعه ۱۳۹۶ X
اردیبهشت
خرداد
تیر

آخرین فعالیت‌ها


  • بار هستی
    از بار هستی :

    سنگین‌ترین بار ما را درهم میشکند، به زیر خود خم میکند و بر روی زمین میفشارد. پس سنگین‌ترین بار در عین حال نشانه شدیدترین فعالیت زتدگی هم هست. بار هرچه سنگین‌تر باشد ، زندگی ما به زمین نزدیک نر ، واقعی‌تر و حقیقی‌تر است. (...)

  • بار هستی
    از بار هستی :

    همه ما میخواهیم در وجود قدرتمند، یک خطاکار پیدا کنیم و در آدمیزاد ضعیف،‌یک قربانی بی گناه را بجوییم. . . نقل قول محبوب خودم از کتاب بار هستی (...)

  • بار هستی
    از بار هستی :

    آه چقدر وحشتناک است! ما پیشاپیش مرگ کسانی را که دوست میداریم ، مجسم میکنیم! (...)

  • بار هستی
    ستاره داد
  • بار هستی
    از بار هستی :

    هیچ بشری نمیتواند عطیه عشق ناب را به دیگری تقدیم کند. (...)

  • بار هستی
    از بار هستی :

    آزمون حقیقی اخلاق بشریت چگونگی روابط انسان با حیوانات است، بخصوص حیواناتی که در اختیار و تسلط او هستند. (...)

  • بار هستی
    از بار هستی :

    نیکی حقیقی انسان فقط در مورد موجوداتی آشکار میشود که هیچ نیرویی را به نمایش نمیگذارند (...)

  • بار هستی
    از بار هستی :

    مجازات کسانی که نمی‌دانند چه می‌کنند، نشانه توحش است. (...)

  • بار هستی
    از بار هستی :

    تختخواب مشترک از ارکان نماد ازدواج است و همه می‌دانند که به ترکیب نمادها نباید دست زد. (...)

  • بار هستی
    از بار هستی :

    چیزی که نتیجه یک انتخاب نیست نمی‌توان شایستگی یا ناکامی تلقی کرد. (...)

  • بار هستی
    از بار هستی :

    وفا از بالاترین پارسایی هاست که به زندگی ما وحدت می‌بخشد، و بدون آن زندگی ما بصورت هزاران احساس ناپایدار پراکنده می‌شود. (...)

  • بار هستی
    از بار هستی :

    دوست داشتن، چشم پوشی از قدرت است. (...)

  • بار هستی
    از بار هستی :

    کسی که مایل است شهر و دیار خود را ترک گوید، انسان خوشبختی نیست. (...)

  • بار هستی
    از بار هستی :

    فقط یک بار زندگی کردن مانند هرگز زندگی نکردن است. (...)

  • کجا می‌روی
    ستاره داد
  • عاشقانه
    ستاره داد
  • عاشقانه
    از عاشقانه :

    زندگی من همیشه برای اطرافیانم هشدار و باعث عبرت بوده است. (...)

  • عاشقانه
    از عاشقانه :

    راه رو نشان دادم. یعنی بفرمایید بریم. رفتیم و بارون هم یکهو بند اومد. خال بانو هم یکهو ایستاد و سرشو گرفت طرف آسمون و انگار که دخترکی چهارده ساله باشه دور خودش چرخید و با صدایی که نی لبکی‌تر از قبل شده بود خوند: «مه لیچک نون ته میه م او ته میه م خشکم که.» (...)

  • بینایی
    ستاره داد
  • 1984
    ستاره داد
  • یک بعلاوه یک
    ستاره داد
  • دالان بهشت
    ستاره داد