shila95sh

shila95sh

@shila95sh

  • ۸۱۷۸

    امتیاز

  • ۷۲

    دنبال‌کننده

  • ۲۲

    دنبال‌شونده

  • ۰

    نقد

  • ۳۲۹

    نقل‌قول

نقل قول‌ها

مرگ خوش۱۴۰۰/۴/۲۴
و از نابینایی عجیب مردانی که از تغییرات درون خود آگاهند و بر دوستانشان تصویری یکسان و دائمی تحمیل می‌کنند، حیران ماند.
۳ پسند
مرگ خوش۱۴۰۰/۴/۲۴
از این رو باید کمی جهل باشد که زندگی را در خوشبختی کامل کند. آنان که فاقد این هستند باید به کسب آن همت بگمارند: باید بی بصیرتی حاصل شود.
۰ پسند
نور و سایه روی سبیل گربه سر میخورند. چرا انقدر مرا تحت تأثیر قرار می‌دهند؟ درست مثل این است که با نگاه کردن به این میله‌های ابریشمی سیاه و سفید در یک آن همه چیز را بفهمم، در حالی که چیزی برای فهمیدن وجود ندارد، فقط میتوان از روزهایی به این پاکی، زیر آسمانی به این سبکی شگفت زده شد.
۰ پسند
جزء از کل۱۴۰۰/۴/۲۴
احتمالا من یک فیلسوف بودم، یا دست کم یک بیگانه ی ابدی، و زندگی هم قرار نبود برایم راحتتر شود. خودم را از جریان جدا کرده بودم، از کشتی مادر کنده بودم، حالا داشتم با عجله میرفتم سمت فضای لایتناهی ترسناک بالای سرم.
۰ پسند
جزء از کل۱۴۰۰/۴/۲۴
بعد شروع کردم به فکر کردن درباره اشک. چرا تکامل کاری با بدن انسان کرده که نتواند غمش را پنهان کند؟
۵ پسند
فراتر از بودن۱۴۰۰/۴/۲۴
تو کسی هستی که نمیگذاری به تنهایی ام اکتفا کنم. من برای تنهایی نیرویی شگرف دارم. میتوانم روزها، هفته‌ها و ماه‌ها را تنها سپری کنم. خواب آلوده و آسوده. و مانند یک نوزاد، خشنود. تو آمدی و خواب آلودگی را برهم زدی.
۱ پسند
زاد و ولد سریع جنون نوشتن در میان سیاستمداران، راننده‌های تاکسی، زنان باردار، معشوقه ها، آدم کش ها، جنایتکاران، فاحشه ها، روسای پلیس، پزشکان و بیماران به من ثابت می‌کند که هر فردی، بدون استثناء در درون خود حامل استعداد بالقوه نویسندگی است و تمام نوع بشر کاملا حق دارد که با فریاد «همه ما نویسنده ایم!» به خیابان‌ها هجوم بیاورد. دلیلش این است که هرکسی در قبول این واقعیت که نامفهوم و نامرئی در دنیایی متفاوت ناپدیدخواهد شد دچار تشویش میشود و می‌خواهد پیش از اینکه زیادی دیر بشود خود را به دنیایی از واژه‌ها تبدیل کند.
۰ پسند
آهستگی۱۴۰۰/۴/۲۴
کسی که افکار خود را علنی منتشر می‌کند در واقع دارد خطر قانع شدن مردم نسبت به درستی عقایدش را می‌پذیرد و به بیان دیگر، او هم در ردیف افرادی قرار می‌گیرد که نیت تغییر دادن جهان را دارند. تغییر دادن جهان!
۰ پسند
آهستگی۱۴۰۰/۴/۲۴
حکمت اپیکوری مبتنی بر سرنوشت غم انگیزی است. انسان به جهان پر درد و رنجی پرتاب می‌شود و کم کم پی می‌برد که یگانه ارزش بدیهی و قابل اعتماد، لذتی است که او خود بتواند احساس کند، هر قدر هم که ناچیز باشد. جرعه ای آب گوارا، نگاهی به سوی آسمان، و یا نوازشی.
۱ پسند
ویران می‌آیی۱۳۹۶/۱/۲۷
بعضی چیزها را آدم نداند بهتر است. چون تا وقتی نمیدانی بهت ربطی هم پیدا نمیکند، اما تا دانستی، یقه ات را میگیرد و دیگر تا آخر عمر باهات است
۲ پسند
ویران می‌آیی۱۳۹۶/۱/۲۷
حالا آنجا نیستم، هیچ جا نیستم؛ بادم که از همه طرف می‌دود و لای این دهانهای گشاد قیقاج میدهد و فرار میکند؛ برگ چنار قهوه ای ام اصلا که یواشکی از کنار چشم شان می‌افتم رو سبزی چمن و قایم میشوم؛ دود سیگار آن آقا هستم که همینطور که خودش میرود پشت سرش جا می‌مانم و سبک میشوم و نازک، و جلو جسم‌ها می‌روم بالا و غیب میشوم.
۰ پسند
ویران می‌آیی۱۳۹۶/۱/۲۷
اصلا دیگر زمان چیست جز سکوتی سنگی، که میتوان بر بالای آن گردش کرد و رفت و بازگشت و از همه طرف نگاهش کرد.
۰ پسند
ویران می‌آیی۱۳۹۶/۱/۲۷
من هم میدانستم این لبخند و چهره ی خودم نیست، اما آن را دوست داشتم. این یکی از چیزهای اصل کاری بود که میخواستم همیشه داشته باشم ش تا وقتی آنی میشوم که خودم میخواهم، یعنی آدمی که همه چیز خودش را دوست دارد، این لبخند هم باهام باشد.
۰ پسند
ویران می‌آیی۱۳۹۶/۱/۲۷
مقصر کسی نیست. تقصیر یعنی جمع شدن هزار عمل هزار آدم مختلف از پدر پدربزرگهامان تا حالای خودمان
۰ پسند
ویران می‌آیی۱۳۹۶/۱/۲۷
بود. لازم نبود به ش فکر کنم و در خیال بسازم ش. لازم نبود با هر صدایی یا چشمهای قهوه ای یی یا خنده ی ریزریزی چشمم را ببندم و او را ببینم. کنارم بود. آنقدر بود که به این چیزهاش فکر نمیکردم.
۰ پسند
ویران می‌آیی۱۳۹۶/۱/۲۷
او را که نمیتوانستم تابستان و زمستان تنم کنم یا توی کمد نگه ش دارم. کاش بعضی‌ها را میشد.
۱ پسند
جاودانگی ۱۳۹۶/۱/۲۳
ادبیات از بین خواهد رفت و جمله‌های شاعرانه ی احمقانه در جهان جولان خواهند داد
۲ پسند
جاودانگی ۱۳۹۶/۱/۲۳
چرا تمام اعمال ما باید مثل یک کلوچه در ماهی تابه عقل پشت و رو شود
۱ پسند
جاودانگی ۱۳۹۶/۱/۲۳
احساس میکرد دلش میخواهد مخفیانه بمبی منفجر کند و این امید مبهم را داشت که پس از طوفان، ابرها پراکنده شوند و همه چیز مثل سابق بشود.
۰ پسند
شب پیش‌گویی۱۳۹۵/۱۲/۱۴
دولت‌ها همیشه به دشمن نیازمندند، ولو اینکه در حال جنگ نباشند. اگر دشمن واقعی نداشته باشی، باید یکی بسازی و درباره اش شایعه بپراکنی. این مردم را میترساند، و آدمها وقتی بترسند، از خط خارج نمیشوند.
۴ پسند