مودی چشم بابا قوری واقعی سر میز اساتید نشسته بود چشم سحر امیز و پای چوبیش هر دو سرجاشان بودند او بی اندازه عصبی بود و هر بار کسی با او شروع به صحبت میکرد از جا میپرید نزدیک به ده ماه محبوس ماندن در صندوق سحر امیزش حالت تدافعی او را تشدید کرده بود
۳ نفر این نقل‌قول را دوست داشتند
Mahkame
‫۱ ماه قبل، یک شنبه ۴ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۶
Ali
‫۳۰ روز قبل، سه شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۰
Elham
‫۲۵ روز قبل، شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۹