تقویم مطالعه ۱۳۹۷ X
آبان
آذر
دی

آخرین فعالیت‌ها


  • سیر عشق
    از سیر عشق :

    در عمق هر دلخوری، مخلوطی درهم و برهم از عصبانیت شدید و میلی به همان شدت برای حرف نزدن راجع به دلیل عصبانیت وجود دارد. کسی که قهر می‌کند هم سخت نیازمند درک شدن از سوی شخص دیگر است و هم کاملا مصر است که هیچ کاری در راستای وقوع این درک انجام ندهد. خود نیاز به توضیح دادن، هسته این دلخوری را شکل می‌دهد: اگر طرف مقابل توضیحی بخواهد، ... (...)

  • خودت باش دختر
    از خودت باش دختر :

    اولین قدم برای پشت‌سرگذاشتن قضاوت و رقابت‌کردن، اعتراف به این است که هیچ‌کس مصون نیست (...)

  • خودت باش دختر
    از خودت باش دختر :

    اثر پروانه‌ای یک واژهٔ قدیمی بر مبنای این نظریه است که اگر رد طوفانی را از محل وقوعش بگیری متوجه می‌شوی که دلیلش تنها به‌خاطر تغییر فشار هوا در اثر بال‌زدن یک پروانه در آن سوی دنیا، سه هفته قبل از وقوع طوفان بوده است. به‌معنای ساده‌تر اینکه چیزهای کوچک می‌توانند اثرات بسیار عظیمی داشته باشند. (...)

  • زن همسایه
    از زن همسایه :

    همه فقط وانمود می‌کنند و ادای چیزی که نیستند را درمی آورند. تمام دنیا بر پایه ی دروغ و فریب ساخته شده است… (...)

  • زن همسایه
    از زن همسایه :

    آنه دراز کشیده و به یاد می‌آورد در آغوش گرفتن فرزندش چه حسی دارد، احساس گرمای نوزاد کوچکش که فقط پوشک به تن دارد، پوست لطیفش که بوی نوزادان را می‌دهد. لبخند زیبای کورا را به یاد می‌آورد و موی تاب‌خورده روی پیشانی‌اش را، درست مثل دختر توی شعر. شعری که او و مارکو می‌خواندند و آن را به صورت خنده‌داری تغییر می‌دادند: یه دختر کوچیک بود، با یه فِر کوچولو، راست ... (...)

  • زن همسایه
    از زن همسایه :

    اگر اخلاق زیر پا گذاشته شود و آسیب رساندن به دیگران مهم نباشد، خیلی راحت‌تر می‌شود پولدار شد. (...)

  • پروژه رزی
    از پروژه رزی :

    یک پنجره تاریک شد، یک چراغ راهنمایی از قرمز سبز شد. نور چراغ‌های گردان یک آمبولانس روی ساختمان‌ها منعکس شد. و بر من مسجل شد که من پرسش نامه را به این قصد طرح نکرده بودم که زنی را بیابم که بتوانم بپذیرمش، بلکه قرار بود کسی را پیدا کنم که مرا بپذیرد. (...)

  • پروژه رزی
    از پروژه رزی :

    امشب از تو خواستم به اینجا بیایی به خاطر این که وقتی آدم می‌فهمد که می‌خواهد باقی عمرش را در کنار کسی بگذراند، دلش می‌خواهد باقی عمرش هر چه سریع‌تر شروع شود (...)

  • پروژه رزی
    از پروژه رزی :

    تحقیقات به دفعات نشان داده‌است که خطرات الکل برای سلامتی، به مزایای نوشیدنش می‌چربد. استدلال من این است که مزایایش در سلامتی روانم، خطرات را توجیه می‌کند. (...)

  • اضطراب موقعیت
    از اضطراب موقعیت :

    بیشترین انگیزه‌‌ی نهان ما به صعود از سلسله مراتب اجتماعی ممکن است چندان در کالاهای مادی که می‌توانیم به دست آوریم یا قدرتی که به کار می‌بریم ریشه نداشته باشد، بلکه بیشتر به مقدار عشقی وابسته باشد که به خاطر موقعیت برترمان دریافت می‌کنیم. پول، شهرت و نفوذ ممکن است بیشتر بلیطی برای ورود به عشق ارزشمند به حساب آیند تا اینکه خودشان هدف باشند. (...)

  • بند محکومین
    از بند محکومین :

    هر چه بگویم، می‌گویند توهّم است. هر چه قسم بخورم، هر چه گرو بگذارم، باورشان نمی‌شود. نمی‌دانم بین این همه جور معتاد، چرا هیچ کس حرف بنگی جماعت را نمی‌خواند! البته آدم بنگ که می‌کشد، کارهایی می‌کند که فرداش که یادش می‌افتد، از بس شرمش می‌شود باز می‌کشد تا فراموش کند (...)

  • چای نعنا (سفرنامه و عکس‌های مراکش)
    از چای نعنا (سفرنامه و عکس‌های مراکش) :

    شهرها آدم‌ها را تغییر می‌دهند و هر چقدر فاصله‌ی شهرها بیشتر باشد، انگار این تغییر بیشتر است. تغییری که با یک احساس درونی پیوند خورده است. این را بارها تجربه کرده‌ام. هرگاه از شهری به شهر دیگر رفته‌ام، چیزی را در درونم تغییر یافته دیده‌ام. تغییری که نسبتی مستقیم با فاصله دارد. (...)

  • جزء از کل
    از جزء از کل :

    مادربزرگم شرایط را بررسی کرد. اگر می‌خواست برود سر کار، کسی را نداشت که بچه را نگه دارد و دلش هم نمی‌خواست پسرش یتیم و فقیر بزرگ شود. با خودش فکر کرد «آیا این‌قدر سنگدلی دارم که به خاطر رفاه پسرم با مردی ازدواج کنم که دوستش ندارم؟ بله، دارم.» بعد به چهره بخت‌برگشته‌ی پدربزرگم نگاه کرد و با خودش گفت «کاری بدتر از این هم می‌تونیم بکنم.» یکی از ... (...)

  • جزء از کل
    ستاره داد
  • دروغ سوم
    ستاره داد
  • مدرک
    از مدرک :

    هر آدمی فقط واسه نوشتن یک کتاب دنیا آمده، نه هیچ کار دیگری. یک کتاب نبوغ‌آمیز یا یک کتاب معمولی، مهم نیست، ولی کسی که هیچی ننویسد، یک آدم بازنده است، فقط از زمین می‌گذرد و هیچ ردی از خودش باقی نمی‌گذارد (...)

  • مدرک
    از مدرک :

    زندگی همین است. همه‌چی با گذشت زمان محو می‌شود. خاطرات کم‌رنگ می‌شوند، درد کم می‌شود. (...)

  • کافکا در کرانه
    برای کافکا در کرانه نوشت :

    کتاب پر از توصیف جزئیات هست که شاید در جایی از داستان خسته کننده بشود. دو داستان موازی در حال اتفاق افتادن هستند که در نقطه‌هایی با هم تلاقی پیدا می‌کنند، ولی حواشی بی‌هدف آنقدر زیاد بود که تمرکز خواننده از استعاره‌های مدنظر نویسنده، برای مرتبط کردن این دو داستان خیالی و واقعی به هم، پرت می‌شود. برخی قسمت‌های داستان و همچنین سرنخ‌هایی که خواننده درگیر آن‌ها می‌شد و جنبه معماگونه داشتند، نهایتا انگار معنایی در داستان پیدا نمی‌کردند و اگر بخوام خوشبیانه ببینم شاید نویسنده در جایی از داستان با توصیف‌ها و استعاره‌ها سعی در حل آن‌ها کرده بود. در نهایت می‌تونم بگم اگر با اسطوره‌ها، فرهنگ و دنیای فانتزی ژاپنی‌ها بیشتر آشنا بودم این کتاب برایم معنای بیشتری داشت و از زمانی که برای خواندنش گذاشتم خوشحال‌تر می‌بودم.

  • دفتر بزرگ
    برای دفتر بزرگ نوشت :

    نثر کتاب به قدری گیرا و ساده بود که وقتی داشتم می‌خواندم کاملا از فضای اطرافم جدا می‌شدم. این کتاب را با ترجمه آقای اصغر نوری خواندم. ترجمه بسیار خوبی بود گرچه سانسور در بخش‌هایی از داستان کاملا مشخص بود که مطمئنا از دست مترجم هم خارج بوده. رمان از زبان شخصیت‌های اصلی داستان که دوقلو‌ها بودند نوشته شده. نویسنده برای درک بهتر از آن چیزی که اتفاق می‌افتد اتفاقات رو کمی عجیب و اغراق‌آمیز نشون داده. دوقلوهای معصوم داستان برای مقابله با خطرات جنگ و فضای وحشیانه حاکم بر شهر و مردمشون تمرین‌های بدنی و روانی زیادی در مقابل درد می‌کنند. این بچه‌ها تا جایی که می‌توانند احساسات عمیق خودشون رو سرکوب می‌کنند. آن‌ها می‌خواهند در مقابل بدی‌هایی که در حق خودشون و بقیه مردمشون می‌شود کرخت باشند تا بتوانند به زندگی ادامه بدهند. تا اینکه به جایی می‌رسند که وقتی مادرشون جلوشون منفجرمی‌شه، انگار اتفاق مهمی نیفتاده یا بدتر از آن وقتی است که حاضر می‌شوند برای رسیدن به هدفشان، جون پدرشان را وسیله قرار بدهند. فضای داستان تلخ است البته خوبی هم در داستان وجود داره ولی همه‌ی آدم‌های خوب به نحوی در جنگ از بین می‌روند.

  • دفتر بزرگ
    ستاره داد
  • چشم‌هایش
    ستاره داد
  • خرمگس
    ستاره داد
  • خرمگس
    ستاره داد
  • ناتور دشت
    ستاره داد