هوای تازه
Coming up for air
- نوشته جورج اورول
- ترجمه گلرخ سعیدنیا
- ناشر هرم
جرج اورول خالق آثاری چون آس و پاسها، روزهای برمه، دختر کشیش، راهی به اعماق، درود بر کاتالونیا، هوای تازه، قلعه حیوانات، و بسیاری آثار دیگر، این کتاب را در سال ۱۹۳۹ همزمان با آغاز جنگ جهانی دوم نوشت که حال و هوای این دوران را نشان میدهد. لحن انتقادی و مایوسانه او در حقیقت نگاهی به اوضاع انگلستان در زمان تولد قهرمان داستان است (روزهای خوبی برای زندگی کردن بود...) که تا حدود جنگ جهانی دوم ادامه مییابد...
- تعداد صفحه
- ۳۰۴
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۸۸۸۲۰۹۴
- سال نشر
- ۱۳۸۵
نقل قولها و فعالیتها
احمقها همیشه خود را غیر از آنچه هستند مینمایند.
اگر جنگ کسی را نکشد،او را به فکر وا میدارد
در گذشته تو ، چیزهایی است که دیگر خاطرات تو را محو کرده است
دقیقه ای دیگر لاوربنفیلد روبه رویم بود. لاوربنفیلد! چرا خودم را هیجان زده نشان ندهم؟ از فکر دیدن دوبارهٔ آنجا دچار احساسی بسیار عجیب میشوم. این احساس در درونم شروع میشود و به بالا میآید تا به قلبم میرسد.
بسیار شگفت انگیز خواهد بود که شما به دیدن جایی بروید که بیست آن را ندیده اید. شما همهٔ جزییات را به یاد میآورید، ولی تمامش را به اشتباه به خاطر دارید. همهٔ فاصلهها و همهٔ علایمی که در مسیرش حرکت میکنید، عوض شده اند. شما احساس میکنید که آیا شیب این تپه در گذشته بیشتر نبوده و این پیچ در آن سوی جاده نبوده است؟ چیزی که شما حس میکنید، به طور کامل صحیح است؛ اما آن تنها متعلق به زمان خاصی بوده است. برای مثال، شما یک گوشه از یک مزرعه را در یک روز زمستانی به یاد میآورید با علفهایی سبزتر که کمی به آبی میزند و یک چوب پوسیده که گلسنگها رویش را پوشانده اند و یک گاو که در میان علفها ایستاده و در حال نگاه کردن به شما است. شما پس از بیست سال بر میگردید و شگفت زده میشوید؛ زیرا آن گاو آنجا ایستاده؛ ولی به همان حالت به شما نگاه نمیکند.
