آس و پاسها
Down and out in paris and london
- نوشته جورج اورول
- ترجمه اکبر تبریزی
- ناشر بهجت
این اثر اورول با آثار دیگر او تفاوت عمدهای دارد. این اثر چنانکه خود او هم در آخر آن میگوید، یک دفتر خاطرات روزانه است که در مدت اقامت نویسنده در پاریس و لندن نوشته شده است. جورج اورول چهره واقعی فقر و نداری را نه تنها دیده؛ بلکه آن را لمس کرده و در آن دست و پا زده است. او که خودش در برمه مدتی شغلی دولتی داشته و یا به عبارت بهتر، پلیس بوده است؛ اکنون در کشور خودش، انگلستان مجبور است کاری کند تا گرفتار قانون نشود. در این اثر، اورول با وجود ثبت خاطراتی شخصی، به انتقاد از فقر و نداری آدمهایی از اقشار پایین دست جامعه میپردازد و چهره بیرحم و ستمگرانه آن را مینمایاند. او همچنین طرز تلقی و باورهای مردم را نسبت به آوارههای لندن نقد میکند و آنها را نادرست و در نتیجه تبلیغات و وجود قوانین موجود میداند که باعث چنین نتیجهگیریای در ذهن مردم جامعه شده است.
- تعداد صفحه
- ۲۴۰
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۲۷۶۳۴۷۴
- سال نشر
- ۱۳۹۴
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
من بر این باورم که کارهای بیهوده و بی فایده به این خاطر ادامه دارند که از عصیان مردم میترسند. عقیدهای که رواج دارد چنین است که انبوه مردم حیوانهای حقیری هستند که اگر بیکار بمانند خطر خواهند داشت و بنابراین باید آنها را چنان مشغول کرد که فرصتی برای اندیشیدن نداشته باشند.
پس، نباید به حال پیشخدمت هتل و رستوران تاسف خورد. گاهی که در رستورانی نشسته اید و نیم ساعت پس از ساعت تعطیل هنوز مشغول غذا هستید، حس میکنید پیشخدمت خسته که در کنارتان ایستاده حتماً پیش خود به شما ناسزا میگوید. اما اینچنین نیست. او در حالی که نگاهتان میکند نمیگوید که « چه آدم پرخوری است» بلکه میگوید « روزی که پول کافی پس انداز کرده باشم منهم از همین شخص تقلید خواهم کرد. » وی به فکر نوعی لذت و خوشی است که کاملاً آنرا درک میکند و میستاید. به همین جهت هم پیشخدمتها به ندرت سوسیالیست میشوند، و اتحادیه مفید و کارآمدی هم ندارندو همگی روزی دوازده ساعت کار میکنند- حتی در کافههای زیادی هفته هفت روز و روزی پانزده ساعت مشغول کار هستند. اینان « خود گنده بین» اند و چاکرصفتی را هم از مقتضیات کار خود میدانند.
گر فرض کنیم که کار یک ظرفشور، کم یا زیاد، بیهوده باشد؛ بنابراین چرا تمام رستورانها و هتلها او را میخواهند! اگر از دلایل اقتصادی بگذریم، باید ببینیم که کار ظرف شستن و سابیدن دیگ، آنهم برای تمام عمر برای آدم دارای چه لذتی است؟ چون تردیدی وجود ندارد که مردم - آدمهای ثروتمند- از آنکه صحنه کار یک ظرفشور را در ذهن خود تصور میکنند، لذت میبرند. مارکوس کاتو در این باره گفته است: « یک برده نباید وقتی که بیدار است، بیکار بماند. کارش مفید باشد یا نه، اهمیتی ندارد، او فقط باید کار کند؛ زیرا همین کار کردن حداقل برای خود برده مفید است. » این شیوه تفکر هنوز هم پایدار مانده و دلیل همه کارهای پرمشقت و طاقت فرسای بیهوده دنیای امروز است.


