سر هیدرا

La cabeza de la hidra

۴ از ۵ · ۳ رأی۴۰۸ صفحه۸ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید
تعداد صفحه
۴۰۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۴۱۶۱۵۳۷
سال نشر
۱۳۸۱
تعداد نقل قول
۸
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۸ نقل قول

نیچه راجع به زن‌ها چه می‌گوید؟ می‌گوید مردها از زن‌های عاشق می‌ترسند، چون قادرند دست به هر کاری بزنند و هر چیزی را در راه عشقشان فدا کنند، چون فقط عشقشان برایشان مهم است و سایر چیزها از نظرشان بی‌ارزش. برای همین هم زن خطرناک‌ترین موجود دنیاست.

همه‌ی نظام‌ها، با هر ایدوئولوژی، بی‌عدالتی خودشان را پدید می‌آورند، انگار شرارت بهای هستی است، اما نمی‌شود از ترس شرارت جلو هستی را گرفت.

تمام راز جوامع مدرن درست همین است: اکثریت را متقاعد می‌کند که چیزی دارند، حال آن‌که هیچ‌چیز ندارند، چون اقلیتی مطلقاً محدود همه‌چیز را صاحب شده‌اند.

هراس جهانشمول است، اما عدالت نه. و هر تشکیلات اطلاعاتی، هر قدر هم که بخواهد به آرمان‌های عدالت‌طلبانه‌اش وفادار بماند، در اثر وسایلی که به آن‌ها توسل می‌جوید، که جز عوامل ایجاد هراس نیستند، به فساد و تباهی کشیده می‌شود، و به جای آن‌که در خدمت عدالت قرار گیرد، که هدف و مقصود اولیه‌اش بوده، برده و عامل سرکوب می‌شود.

بدان و مطمئن باش که همیشه در اشتباهی، چون پشت هر کدام از اسم‌های شوریدگی یک واقعیت گنگ و مبهم، سیاسی یا شخصی - مهم نیست کدامش - وجود دارد که کسی نمی‌تواند اسمش را به زبان بیاورد و مجبورت می‌کند به حق یا ناحق - فرقی نمی‌کند کدام - با لباس مبدل عمل چیزی را بپوشانی که جز شوریدگی، تشنگی، رنج، تمنا، عشقی که از نفرت تغذیه می‌کند یا نفرتی که از عشق تغذیه می‌کند نیست. خیال می‌کنی گرفتار ذهنیت شدی؟ نه، داری عینیت را تقویت می‌کنی؛ درست مثل رمان، که آخرسرش کلمات وارونه‌ی چیزی را که می‌خواهند می‌رسانند.