مورچه در ماه
- نوشته لادن نیکنام
- ناشر افق
روایت زنانی ناآرام است که مسائلی فراتر از روزمرگی دارند؛ زنانی از پا درآمده که گرفتار فجایعی چون قتل و فحشا شدهاند.
- تعداد صفحه
- ۲۳۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۹۴۴۷۰
- سال نشر
- ۱۳۸۷
- تعداد نقل قول
- ۶
نقل قولها و فعالیتها
۶ نقل قول
« تو که در چشمام زندگی میکنی. بیدار شو میخواهم خوابت را زندگی کنم»
آدما توی شرایط سخت باید بعضی چیزا رو به خودشون و بقیه اثبات کنن.
فراموشی انتخاب بدی نیست. گاهی وقتا که خسته ای و حوصله مرور هیچ حرفی را نداری.
خشایار چه خوب خدا را بریده ای. خدا را از وسط چوب کشیده ای بیرون. خدایی زیبا، بزرگ، عادل. خدا در دست بچهها خوشحال است. اخم ندارد. رحم دارد.
زن همسایه #آزاد است و #رها وقتی #آواز میخواند. شبیه #پروانه ای است که #پیله اش را شکافته و رفته. مدت هاست که جز تکههای پاره پاره ی #ابریشم چیزی کف خانه اش پیدا نمیشود. دلت میخواهد الان تهران بودی و او میخواند. دلت میخواهد از او میپرسیدی دستگاههای آوازی چه فرقی با هم دارند. از او میپرسیدی نفسش را چطور تنظیم میکند، که در هر مصراع کم نیاورد موقعی که نتهای بالا را میخواند… صدای زن همسایه واضح و آشکار در گوش هات طنین انداخته است: . دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به جانان یا جان ز تن در آید . باید تهران که رسیدی زن همسایه را بیشتر ببینی و صداش را بیشتر بشنوی.