زمین سوخته
- نوشته احمد محمود
- ناشر معین
جوان خاکستریپوش روبرو ایستاده است و حرف میزند. نمیدانم چه میگوید. صدایش را نمیشنوم. به لبهایش نگاه میکنم که تند تند حرکت میکنند و دندانهای ناموزونش پیدا و ناپیدا میشوند. نگاهم از لبانش سر میخورد رو دماغش. چه بزرگ و بیقاعده به نظرم میآید. بعد به چشمانش نگاه میکنم که انگار کلاپیسه است. حالا، پیشانی جوان خاکستریپوش است. عرق و خاک قاطی هم شده است و تمام پیشانیاش را پوشانده است. ناگاه از بالای سر جوان خاکستریپوش چشمم میافتد به دستی که در انفجار از شانه جدا شده است و تو خوشه خشک نخل بلند پایه گوشه حیاط ننه باران گیر کرده است. آفتاب کاکل نخل را سایه روشن زده است. خون خشک، تمام دست را پوشانده است. انگشت کوچک دست، از بند دوم قطع شده است و سبابهاش مثل یک درد، مثل یک تهمت و مثل یک تیر سه شعبه به قلبم نشانه رفته است.
- تعداد صفحه
- ۳۳۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۵۶۴۳۴۹۰
- سال نشر
- ۱۳۸۶
نقل قولها و فعالیتها
روایتی تکان دهنده از روزهای آغازین جنگ و البته، تصویری تراژیک از پیامدهای سیاه و تیره فضای جنگی بر خلقیات جامعه جنگ زده. متاسفانه تنگنظریهای سیاسی و حسادتهای کینتوزانه شخصی سبب شد این رمان بسیار خوب هرگز به حق خودش نرسد و به نوعی در بایکوت خبری به سر برد.