درخت انجیر معابد 1 (2 جلدی)

۴.۴ از ۵ · ۴ رأی۴۳۶ صفحه۷ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

کتاب " درخت انجیر معابد" از حوادث و شرایطی برخوردار است که شاید در آثار دیگر احمد محمود کمتر دیده شود. تنها وجه اشتراک این رمان با رمان‌های دیگر نویسنده سرزمین گرم است که بنا به اقتضای خصلت‌های اقلیمی " درخت انجیر معابد" انتخاب شده است. در این رمان بیشتر حوادث اساسی پیرامون درخت انجیر معابد شکل مرکز حوادث عمده است و چنین است که درخت انجیر خصلت‌های خود را به رمان تحمیل می‌کند. شاید می‌شد سمبل دیگری انتخاب کرد که نیاز به محیطی گرم نداشته باشد از این بابت می‌شد این رمان در هر مکان و هر زمان واقع شود. در این رمان انجیر معابد مرکز حوادث مهمی است که اتفاق می‌افتد و این حوادث خود موجب حوادث دیگر می‌گردد.

تعداد صفحه
۴۳۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۱۱۲۷۴۰۶
سال نشر
۱۳۸۵
تعداد نقل قول
۷
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۷ نقل قول

- حرف من اینه فرامرز جان که اگر میلیون‌ها پول تو خانه باشه ، مبادا از اعتماد صاحب پول ، خدای ناکرده سوء استفاده بکنی. - من اینجور آدمی هستم عمه تاجی؟ - نگفتم هستی فرامرزجان - خب پس چی؟ تاج الملوک به چشم فرامرز نگاه می‌کند و می‌گوید - نیستی ، اما تا شیطان هست آدم باید حواسش جمع باشه. فرامرز می‌گوید - اگر آدم واقعا مستأصل باشه چی؟ بازم - - اگر آدم در استیصال خودش رو نگه داشت آدمه ، وگرنه در رفاه هر کسی میتونه مدعی باشه.

هر وقت اسم ساسان را می‌شنوم دلم می‌لرزد. ساسان با همه فرق دارد. هم خانواده‌دار است. هم نجیب است و هم سنگین است. عمه تاجی می‌گوید فرزانه جان گول مردها را نخور. همه سر و ته یک کرباسند. ساسان مثل آن‌های دیگر و آنهای دیگر هم مثل ساسان. چرا عمه تاجی اینقدر با مردها بد است. گفتمش عمه جان زن بالاخره باید با یک مرد ازدواج بکند. گفت البته - اما با کی و چی هر زنی باید با مردی ازدواج کند که لیاقتش را داشته باشد. این جوان‌ها فقط هوس دارند. مرد زندگی نیستند. گفتمش ولی شما می‌گویید همه یک کرباسند. گفت بله ، حالا هم می‌گویم ولی گاهی یک کرباسی پیدا می‌شود که یکی دو آب بیشتر شسته شده باشد.

شب ،برای شام میهمان نازک بودند و در فرصت مناسبی که در فراهم آمدنش فرزانه دخیل بود با نازک از دل حرف زده بود و از زندگی و - روشن‌ترین حرفی که یادش مانده بود ، حرف پدرش بود که به عنوان اظهار فضل ، چنان گفته بود تا نازک خیال کند از تأملات خودش است. گفته بود: « کسی که ایمان واقعی مذهبی دارد ، آسوده خاطر است و راضی است چون ایمان ب دل آرامش می‌دهد ، اطمینان می‌دهد و رضایت خاطر می‌آورد. »

عمه تاجی راست می‌گوید که هر چقدر مرد بیشتر عاشق باشد و بیشتر دوست بدارد ، خرتر می‌شود.

تو مملکت ما هیچکس برا فرداش تامین نداره مگر پول نقد زیاد و مستغلات داشته باشه. تخصص و اعتبار و شهرت و کار اداری صنار نمی‌ارزه. یک وزیر که عوض بشه، از صدر تا ذیل همه عوض میشن! کارمند وقتی اخراج بکنند - که راحتم اخراج می‌کنن - باید بره حمالی کنه. اینطوره که وقتی کسی دستش به عرب و عجمی - یا دم گاوی - بند شد می‌چاپه! چون به صورت غریزی هم که شده می‌فهمه فرداش معلوم نیست.