امانت عشق

۴.۵ از ۵ · ۴ رأی۴۲۸ صفحه
امتیاز نداده‌اید

... از چیزی که می‌شنیدم حیرت کرده بودم او... آبرو؟ نخستین بار در عمرم سیلی به این محکمی می‌خوردم. البته در مقابل حماقتی که در ازدواج با او انجام داده بودم این سیلی چیز زیادی نبود. با همان یک سیلی ترسم از بین رفته بود و نفرت از او به من شهامت می‌داد. با خشم فریاد زدم: «هرزه، ولگرد آشغال... تو و آبرو. تنها چیزی که از آن بویی نبرده‌ای غیرت و مردانگی است...» نگذاشت حرفم تمام شود و با پشت دست به طرف دهانم نشانه رفت ولی ضربه‌اش آرام بود. ولی همان ضربه آرام باعث شد، شوری خون را در دهانم احساس کنم...

تعداد صفحه
۴۲۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۴۴۲۲۸۰۵
سال نشر
۱۳۹۰
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.