مرسیه و کامیه

Mercier et camier

۴.۴ از ۵ · ۴ رأی۱۸۴ صفحه۹ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

سفر مرسیه و کامیه را اگر بخواهم می‌توانم تعریف کنم، چون تمام مدت با آنها بودم. سفری که بدون دریاها و بدون گذشت از مرزها، از میان مناطق کمتر ناهموار، هرچند در بعضی جاها بیابانی، اسباب و وسایلش به قدر کفایت ساده بود. آنها مرسیه و کامیه، در خانه‌شان ماندند و این شانس بسیار گرانبها را داشتند. از کم‌اقبالی یا خوش‌اقبالی، مجبور نبودند که با یک آداب و رسوم بیگانه و یک زبان و یک مقررات و یک آب و هوا و یک غذای عجیب و غریب روبرو شوند،آن هم در محیطی که از نظر شباهت کمترین ربط را با آن چیزی داشت که ابتدا سن جوانی و بعد سن پیری، آنها را در مقابلش مقاوم می‌کرد.

تعداد صفحه
۱۸۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۲۴۳۲۲۱۹
سال نشر
۱۳۸۹
تعداد نقل قول
۹
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۹ نقل قول

کامیه گفت: « در واقع ما از همه چیز با هم حرف زدیم غیر از خودمان. »

اما در اعماق دره‌هایی که شیبشان رو به شرق است آسمان چهره عوض می‌کند و خورشید رذل پیر، مثل یک کارمند وظیفه شناس، باز می‌گردد.

و در لحظات بد به دست‌هایشان وفادار مانده بودند، دست‌هایی که آدم نمی‌توانست بگوید چه چیزی را می‌دهند و چه چیزی را تنگ در آغوش می‌گیرند، آن قدر که همه چیز مغشوش بود.

کامیه عزیز، من آواره‌ای هستم که تو با آن محبت همیشگی‌ات مرا یدک می‌کشی.

زندگی از این موقعیت‌ها زیاد دارد که در آن‌ها کلمات بسیار ساده و قابل فهم کمی وقت می‌برند تا تمامی عطرشان را آزاد کنند.