متن‌هایی برای هیچ

Texts for nothing

۳.۹ از ۵ · ۳ رأی۸۶ صفحه۹ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

یا با هم قدم می‌زدیم، دست در دست، ساکت، غرق دنیاهای خود، دست در دست فراموش شده. این‌طور است که تا حالا دوام آورده‌ام. و امروز عصر هم انگار باز نتیجه می‌دهد، در آغوشم هستم، من خود را در آغوش گرفته‌ام، نه چندان با لطافت، اما وفادار، وفادار. حالا بخواب، گویی زیر آن چراغ قدیمی، به هم ریخته، خسته و کوفته، از این همه حرف زدن، این همه اندیشیدن، این همه مشقت، این همه بازی.

تعداد صفحه
۸۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۱۲۸۴۰۱
سال نشر
۱۳۸۵
تعداد نقل قول
۹
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۹ نقل قول

کلمه هایم اشک هایم هستند، چشم هایم دهانم.

… و لذت اینکه بتواند بگوید، تمام روز وقت دارم، تا اشتباه کنم، جبران کنم، آرام شوم، دست بکشم، ترسی ندارم، بلیتم تا آخر عمر اعتبار دارد.

آری، من برای همیشه اینجایم، با عنکبوت‌ها و مگس‌های مرده، در رقص با لرزش بال‌های در بندشان، و من بسیار خوشحالم، بسیار خوشحال، که تمام شد و رفت، آن هن هن‌ها و نفس نفس‌های پشت سر من، در فراز و نشیب دره اشک هاشان.

دیدن آنچه اینجا اتفاق می‌افتد، اینجا که هیچ کس نیست، که اتفاقی نمی‌افتد، دست به کار شدن برای آنکه اینجا اتفاقی بیافتد، اینجا کسی باشد، و بعد، به همه پایان دادن، برقرار کردن سکوت، داخل شدن در سکوت، یا در صدایی دیگر، صدایی به جز آوای زندگی و مرگ، زندگی‌ها و مرگ‌های هر کسی مگر من، داخل شدن در داستان من برای بیرون آمدن از آن، نه، این‌ها همه چرند است.

آیا می‌شود بالاخره سری بر من جوانه بزند، سری از آن خودم، که در آن زهرهایی عمل بیاورم شایسته خودم، و پاهایی که زیرشان علف سبز شود، بالاخره در آن جا می‌بودم، بالاخره می‌توانستم بروم، این تنها درخواستی است که دارم، نه، نمی‌توانم درخواستی داشته باشم.