مالون می‌میرد

امتیاز نداده‌اید

مردن، پیش از مول مردن،‌با مول مردن، روی مول مردن و غلتیدن، مرده بر مرده، در میان مردمان بیچاره، و دیگر در میان زندگان ناگزیر به مردن نبودن. این‌ها هم نه؛ حتی این‌ها هم نه،‌ ماه من در زیر این‌جا بود، بسیار زیر، کمترین چیزی که می‌توانستم آرزو کنم، و یک روز، خیلی زود، ‌یک شب زمین‌تاب،‌ در زیر خاک،‌ موجودی میرنده، مثل من، در روشنایی خاکستری، می‌گوید، این‌ها هم نه، حتی این ها هم نه. و بی آن‌که بتواند احساس تاثر بکند، می‌میرد.

تعداد صفحه
۱۸۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۸۰۵۶۶۱
سال نشر
۱۳۸۹
تعداد نقل قول
۳۲
نسخه‌ها
جلد کتاب مالون می‌میرد
جلد کتاب مالون می‌میرد
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۳۲ نقل قول

اگر بخواهید از آدم‌ها حرف بزنید، باید خودتان را جای آنها بگذارید.

عزیز من! آه، کاش فقط هفتاد سال پیش همدیگر را می‌دیدیم! نه، این‌طوری عالی است؛ دیگر آنقدر فرصت نخواهیم‌داشت که از یکدیگر، بیزار و متنفر شویم، که به چشم خود شاهد سپری‌شدن دوره‌ی جوانی‌مان باشیم و با دل‌آشوبه و انزجار از شور و شیفتگی گذشته‌هامان یاد کنیم، که به دنبال یافتن شخص ثالثی برویم. شما از یک‌طرف و من از سوی دیگر، در یک جمله‌ی کوتاه می‌توانم بگویم که دیگر برای شناختن یکدیگر هیچ فرصتی نخواهیم‌داشت.

همه‌ی سالخوردگان با جسم و روح پیر، شبیه همدیگرند.

متوسل‌شدن به قرص‌ها برای آرامش و بعد، فقط دل‌درد نصیب آدم می‌شود.

آدم، خیلی شتاب‌زده در مورد مردم قضاوت می‌کند.