ما 3 نفر هستیم
۳.۵ از ۵ · ۱ رأی۹۶ صفحه
- نوشته داوود غفارزادگان
- ناشر ثالث
امتیاز ندادهاید
بیرون، شب بود و باد و برف... زن، شب یخزده را پشت در بویید و خودش را چسباند به مرد. مرد نفس گرم زن را پشت گردنش حس کرد. آهسته گفت: میلرزی. باد، پوفههای برف را لای در نیمهباز ریخت تو انبار. زن لرزان گفت: میترسم. مرد از لای در چشم به بیرون دوخت. فکر کرد، زن را باید همان جا توی اتاق میگذاشت. گفت: امشب کار را یکسره میکنم. ما سه نفر هستیم جایزه بیست سال داستاننویسی را برای نویسنده به ارمغان آورده است.
- تعداد صفحه
- ۹۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۸۰۷۷۷۱
- سال نشر
- ۱۳۹۱
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.