کابوس‌خانه

۴ از ۵۴۶۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

آقای خدمتی زیر دفتر نمره را می‌نوشت که پچ‌پچ‌ بچه‌ها کلاس را پر کرد. بازرس، آقا اجازه، بازرس... آقای خدمتی دستپاچه دفتر نمره را بست، روی میز را جمع و جور کرد و رفت طرف پنجره. جیپ لکنته ناله‌کنان از شیب خاکی جاده بالا می‌کشید و گرد و خاک‌کنان می آمد طرف مدرسه. باز این لعنتی پیداش شد... آقای خدمتی این حرف‌ها را توی دلش زد و کسی صدایش را نشنید...

تعداد صفحه
۴۶۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۳۷۹۴۹۰
سال نشر
۱۳۹۷
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.