راز قتل آقامیر و داستان‌های دیگر

۳.۱ از ۵۸۸ صفحه
امتیاز نداده‌اید

یک بار گفتم این‌ها را بردارم بنویسم به برادر آقامیر در هند. دستم نیامد. میرزاحسن هم سفارش فرستاده بود، خانه من جای این کارها نیست و صبح که توی هشتی دیدمش، گفت: «به تو چه، کم بدبختت کردند.» اما نمی‌دانم چرا عذاب می‌کشم و مثلا توی اتاق که نشسته‌ام و تمرین خط می‌کنم، دلم می‌خواهد به قلم شکسته کتابت کنم که: ای کوتاه دست، تو که آن‌جا راه دور نشسته‌ای، بدان که چنین و چنان شد...

تعداد صفحه
۸۸
شابک
۹۷۸۶۰۰۴۰۵۰۹۸۲
سال نشر
۱۳۹۵
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.