و نیچه گریه کرد

When nietzsche wept

امتیاز نداده‌اید

وین، پایان قرن نوزدهم. لو سالومه آمده است تا یوزف برویر، پزشک مشهور و استاد زیگموند فروید را بیابد. او نگران دوستش، نیچه است. برویر باید اندیشمند بزرگ و تنها را که از سردرد شدیدی رنج می‌برد، معالجه کند و او را از این گرفتاری برهاند. ولی نیچه نباید از این جریان بویی ببرد...

تعداد صفحه
۴۵۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۱۲۶۱۶۲
سال نشر
۱۳۸۹
تعداد نقل قول
۵
نسخه‌ها
جلد کتاب وقتی نیچه گریست (رمانی درباره وسواس)
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۵ نقل قول

کسی که از خویش تبعیت نکند دیگری بر او فرمان خواهد راند

خلاقیت و اکتشاف نیز جر با رنج به دست نمی‌آید.

ضربه ی سختی خورده بودم و درس دشواری نیز آموخته بودم اینکه نمیتوانی به هیچ کس جز خودت تکیه کنی

ترس زاده تاریکی نیست، بلکه ترس‌ها همانند ستارگان، همیشه هستند و این درخشندگی روز است که آنان را محو و ناپیدا میکند

آزادی را چگونه می‌توان در اختیار خود نگه داشت؟ با شرمسار نبودن از خویش