تلافی

۳.۲ از ۵ · ۲ رأی۳۱۲ صفحه
امتیاز نداده‌اید

بهار آمده بود، اما در قلب من، هنوز زمستان بود و گرمایی حس نمی‌کردم. از دید و بازدید روزهای عید، منزجر شده بودم و انزوا بهترین تسکین دهنده برای درد من بود. حمید با سبد گلی زیبا به دیدنم آمد. هنوز با هزاران امید نگاهم می‌کرد و منتظر بود جوابی به او بدهم. نمی خواستم بحث‌های گذشته تکرار شود، چرا که نتیجه‌ای نداشت و فقط فکر مرا خسته‌تر می‌کرد. حمید از من خواست تا برای گردش بیرون برویم...

تعداد صفحه
۳۱۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۸۰۷۹۸۹۰
سال نشر
۱۳۹۰
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.