تنها من
۴ از ۵ · ۳ رأی۳۶۸ صفحه
- نوشته سیمین شیردل
- ناشر پرسمان
امتیاز ندادهاید
انگار کسی روی دستم افتاده بود و میبوسید و نوازش میکرد و اشکهایش روی پوست زرد و خشکیدهام چکه میکرد. شاید پدر بود، بارها در خواب بودم او را به این حالت دیده بودم. صدایش در بغضی ناتمام شنیده میشد: - منو ببخش. خدایا چی میبینم... چه بلایی سر عزیزم، امیدم، عشقم اومده چرا خدا؟
- تعداد صفحه
- ۳۶۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۸۰۷۹۸۱۴
- سال نشر
- ۱۳۹۱
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.