مادر

Matb

۳.۹ از ۵ · ۴ رأی۴۶۴ صفحه۱ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

هر روز در دود و بوی روغن آکنده در فضای شهرک کارگری، سوت کارخانه می‌‌غرید و می‌لرزید، و آدم‌هایی اخمو با عضلاتی هنوز خسته، هم‌چون سوسک‌های وحشت‌زده، به شتاب از کلبه‌های کوچک خاکی رنگ بیرون می‌پریدند...

تعداد صفحه
۴۶۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۲۵۷۵۳۱۲
سال نشر
۱۳۹۰
تعداد نقل قول
۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱ نقل قول

به خاطر همین ترس بی معنی است که ما داریم هلاک میشیم. و حاکمان ازین ترس ما سوء استفاده میکنند و اونها خوب میدونن که مردم تا وقتی که بترسن مثل درخت‌های غان در مرداب خواهند پوسید