- نوشته هرمان هسه
- ترجمه محمد بقایی (ماکان)
- ناشر انتشارات تهران
شرح حال نقاشی به نام یوهان وراگوت با خلق و خوی همه هنرمندان پرآوازه، دمساز با عزلت و مانوس با غوغای درون. او در خلال وقایعی که در زندگی شخصی با آن روبهروست، به خودیابی راه مییابد و به عشق واقعی میرسد که از خود گذشتن و دوست را بر خویشتن مقدم دانستن است.
- تعداد صفحه
- ۲۲۴
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۲۹۱۱۲۴۰
- سال نشر
- ۱۳۸۹
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
چه بسا اوقات که پی یر کوچکش نزد او آمده و وی را خسته و متغیر، غرق در کار دیده یا با بی توجهی اش رو به رو شده بود، چه بسا اوقات که این دستهای کوچک و ظریف را در دست هایش میگرفت ولی فکرش جای دیگر بود، و تازه به حرفهای بچه هم گوش نمیسپرد; حرفهایی که حالا هر کلمه اش برای او گنجی گرانبها به شمار میآمد ، غفلتی که دیگر سودی نداشت.

