طنزهای وودی آلن (بی بال و پر)
Without feathers
- نوشته وودی آلن
- ترجمه محمود مشرف آزاد تهرانی
- ناشر ماه ریز
در اینکه دنیایی نامرئی وجود دارد، شکی نیست. مسئله اینجاست که این دنیا تا مرکز شهر چقدر فاصله دارد و شبها تا کی باز است؟ حوادث مرموز مرتبا اتفاق میافتند. یکی جن و پری میبیند. یکی سر و صدا میشنود: و یکی از خواب میپرد و میبیند که دارد توی هوا راه میرود.
- تعداد صفحه
- ۱۳۸
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۷۷۲۹۱۴۷
- سال نشر
- ۱۳۸۸
نقل قولها و فعالیتها
همین الان از هتل بیرون آمد و پیاده خیابان هشتم را بالا رفت. دو مرد را در حال زورگیری از یک پیرزن دید. با خودش فکر کرد، خدایِ من، عجب دوره و زمانه ای شده! زمان ما یک نفری از پس همچین کاری بر میآمدیم. .
وقتی انقلاب به پایان میرسد، سرکوب شدگان بارها و بارها به قدرت دست مییابند و خود همچون سرکوب گران رفتار میکنند که البته دیگر گیر آوردنشان کار حضرت فیل است و پولهایی را هم که در دوران انقلاب برای خرید سیگار و آدامس قرض کرده بودند به کل فراموش میکنند
معشوق در نظر عاشق همواره زیباترین فردی است که میتواند تصور کند، هرچند که ممکن است معشوق مورد نظر در چشم یک غریبه از یک بشقاب ماهی کیلکا قابل تشخیص نباشد
مشکل عمده درباره ی مرگ، وحشت از این است که نکند دنیای پس از مرگی وجود نداشته باشد. فکر نومیدکننده ای است، به خصوص برای آنهایی که به خودشان زحمت اصلاح کردن داده اند.
