1000 خورشید تابان (پالتویی)
A thousand splendid suns
- نوشته خالد حسینی
- ترجمه مهدی غبرایی
- ناشر ثالث
در رمان هزار خورشید تابان کمابیش همان مقطع زمانی بادبادکباز مطرح شده است،با این تفاوت که در اینجا داستان دو زن در میان است و از ستم مضاعفی میگوید که در افغانستان جنگزده بر زنان روا داشتهاند.به نظر خالد حسینی در این رمان گام چشمگیری به پیش برداشته و هیچ چیز را سیاه سیاه یا سفید سفید ندیده است.
- تعداد صفحه
- ۵۷۶
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۴۰۵۱۵۹۰
- سال نشر
- ۱۳۹۶
نقل قولها و فعالیتها
در جزیرهٔ متروکی هستی و میتوانی پنج تا کتاب با خودت داشته باشی. کدامها را انتخاب میکنی؟
لیلا حس میکرد فرقی با این دیگ و قابلمه ندارد، چیزهایی که میشود نادیده شان گرفت و هر وقت که دل و دماغش بود نسبت به آنها ادعای مالکیت کرد.
مِن مِن کنان گفت: « مدرسه چطور بود؟» همین طوری شروع میشد. سؤالهای وظیفه شناسانه، جوابهای سرسری. هر دو تظاهر. دوتایی در رقص کهنهٔ خسته کننده ای طرفهای بی شور و شوق بودند.
حالا دیگر به وضوح ریا را که زیر اطمینان دروغین و پوک نهفته بود احساس میکرد.
ننه گفت اسم مریم را خودش انتخاب کرده، چون اسم مادرش همین بود. جلیل گفت اسمش را او گذاشته، چون نام گل خوشبویی است.







