زنی که هر روز راس ساعت 6 صبح می‌آمد (گالینگور) مجموعه داستان

Ojos de perro azul

امتیاز نداده‌اید

در خروجی متحرک گشوده شد. در آن ساعت از روز، هیچ‌کس به رستوران خوزه نمی‌آمد. چند لحظه پیش، ساعت دیواری شش ضربه نواخته بود. صاحب رستوران می‌دانست قبل از ساعت شش و نیم صبح، هیچ‌کدام از مشتری‌های دایمی او نمی‌آیند. دقیقا چند دقیقه‌ای به شش صبح مانده بود که زنی طبق عادت هر روز صبحش به آن‌جا داخل شد و بدون آن‌که کلمه‌ای حرف بزند، بر روی چارپایه‌ای در مقابل پیشخوان نشست. سیگاری خاموش در بین دو لبش به چشم می‌خورد...

تعداد صفحه
۱۶۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۱۱۶۵۲۸۶
سال نشر
۱۳۸۹
نسخه‌ها
جلد کتاب چشم‌های سگ آبی رنگ
جلد کتاب زنی که هر روز راس ساعت 6 صبح می‌آمد
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.