داستان جنگجو و دوشیزه اسیر
Collected fictions
- نوشته خورخه لوییس بورخس
- ترجمه مانی صالحی علامه
- ناشر کتاب پارسه
سواری خونین و خسته و فرسوده، از شرق به سویم میآمد. در چند قدمی من از اسب پیاده شد و با صدایی تسکینناپذیر و بیرمق به زبان لاتینی، نام رودخانهای را از من پرسید که در کنار دیوارهای شهر جاری بود. به او گفتم رود مصر است که از باران آب میگیرد. او با ترشرویی جواب داد: «من در جستجوی رود دیگری هستم، رودخانه اسرارآمیزی که مرگ را از انسانها میزداید و دور میکند.» این کتاب از مجموعه «هزارتوی بورخس» منتشر شده است؛ مجموعهای که به راستی شامل داستانها و نوشتههایی است که خواننده را وارد هزارتویی معنایی و تصویری میکند. بورخس استاد تلفیق مضامینی چون رویاها، ادیان، افسانهها و اساطیر، حیوانها، کتابها و کتابخانهها و... بود.
- تعداد صفحه
- ۲۲۴
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۲۵۳۰۶۵۳
- سال نشر
- ۱۳۹۳
نقل قولها و فعالیتها
چهل سالگی را که پشت سرگذاشتی هر تغییری نمادیست انزجار آمیز از گذشت عمر. / داستان: الف
آدمی به تدریج با تقدیرش درهم میآمیزد؛ آدمی در دراز مدت بدل به شرایط ِ تقدیرش میشود. / داستان: کلام خداوند
بدبیاری هیچوقت تنها نمیآید. / داستان: ظاهر
گفتهاند آدمیان یا ارسطویی بهدنیا نیآیند یا افلاطونی. چنین چیزی همسان است با اینکه بگوئیم هیچ بحث مجردی نیست که معادلش در جدلهای ارسطوئی یا افلاطونی نباشد. / داستان: مرثیهی آلمانی
در بازخوانی جلد نخست الحاقیه و تکلمه دیدم نوشته هرچیزی که برای آدمی اتفاق میفتد، از بدو تولد تا مرگش، بهدست خود او از پیش مقدر شده است. بنابراین، هر اهمالی حساب شده است، هر اتفاقی مواجهه با موعود است، هر خواری تنبیهیست، هر شکست پیروزی مرموزیست، هر مرگ انتحاری است. تسلای خاطری ماهرانهتر از این فکر نیست که خودما شوربختی خود را برگزیدهایم؛ اینچنین الاهیات انفرادی نظمی نهان را آشکار میسازد و به نحو شگفتآوری ما را با الوهیت خلط میکند. / داستان: مرثیهی آلمانی
