- نوشته اریک امانوئل اشمیت
- ترجمه شهلا حائری
- ناشر قطره
"ژولین پورتال"، مردی است که بر اثر اتفاقی ناگهانی به مهمانسرای دو دنیا پا میگذارد. او در بدو ورود با افرادی چون "راجرز غیبآموز"، "لورا"، و "دکترس" آشنا میشود. آنها هیچ یک نمیدانند که چگونه گذارشان به این مهمانسرا افتاده و چه زمانی از آن خارج خواهند شد و سرانجام به کجا خواهند رفت. آنها در این مکان رازآمیز گردآمدهاند تا دربارهی مسائل احساسی زندگی از جمله چگونگی به وجود آمدن انسان و مرگ او تامل کنند و به دغدغههای همیشگی بشر بیندیشند. سرانجام نیز لورا که در روزهای آخر زندگی به سر میبرد با پیوند قلب غیبآموز، از مرگ نجات مییابد و در این حال ژولین با مشاهدهی این معجزه به وجود خالق هستیبخش ایمان میآورد.
- تعداد صفحه
- ۱۱۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۴۱۶۷۹۹
- سال نشر
- ۱۳۹۵
- تعداد نقل قول
- ۳
نقل قولها و فعالیتها
۳ نقل قول
غیب آموز: چرا نمیتونین تحمل کنین که هر دومون حق داشته باشیم؟ رئیس: خب برای اینکه من یه چیزی میگم و شما یه چیز دیگه -خب که چی؟ +حقیقت مسلما یا اینه یا اون و نه هردو. یا اینکه… یا اینکه حق با شماست و من اشتباه میکنم ، یا اینکه من حق دارم و شما اشتباه میکنید -حقیقت شما نمیتونه حقیقت منو بپذیره؟ +مسلما نه.
اعتماد شعله لرزانیه که چیزی رو روشن نمیکنه اما گرما میبخشه
دکتر س… اگه من و لورا روی زمین با هم برخورد کنیم، فکر میکنین همدیگر رو به جا میآریم؟… به نظرم. به محض این که از آسانسور برین بیرون، همه چی رو فراموش میکنین؛ اما روی زمین یه حافظهی ناخودآگاهی از آن چه در خارج از زمین اتفاق میافته باقی میمونه، حافظهای عمیق، که تو لایههای روح جای گرفته، و با اولین نگاهی که دو آدم به هم میکنند، فعال میشه و باعث میشه همدیگر رو بشناسن. اسمش هم عشق رعدآسا یا عشق در یه نگاهه.