- نوشته آنا گاوالدا
- ترجمه شهرزاد ضیایی
- ناشر شمشاد
زبان فارسی نویسنده آنا گاوالدا مترجم شهرزاد ضیایی سال چاپ ۱۳۹۵ نوبت چاپ ۳ تعداد صفحات ۱۷۶ سایز رقعی ابعاد ۱۴.۴ * ۲۰.۴ * ۱ نوع جلد شومیز وزن ۲۳۱ تخفیف ویژه در سایت ۱۰.۰۰ نسخه الکترونیکی نمیباشد
- تعداد صفحه
- ۱۷۶
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۸۳۹۲۰۵۷
- سال نشر
- ۱۳۹۵
- تعداد نقل قول
- ۴
نقل قولها و فعالیتها
۴ نقل قول
با کینه به هم نگاه میکردیم. او، حتما به خاطر این که همه چیز تقصیر من بود و من، به خاطر این که هیچ دلیلی نمیدیدیم که این طور نگاهم میکند.
معنای « احترام» آنقدر پوچ بود که حتی نمیتوانستم آن را درک کنم! همیشه فکر میکردم که کار احمقانه ای بود که نامهها را با چیزهایی مثل « با تمام احترام رئیس جمهور» و امضا در زیرش تمام کنیم.
تمام دنیا مثل یک فاضلاب بزرگ است که هر چقدر دست و پا بزنی باز هم از روی تپههای کثیفش لیز میخوری و به جای اولت باز میگردی؛ اما در دنیا چیزی برجسته و مقدس وجود دارد، آن هم یکی شدن دو موجود ناقاص و بسیار بد است.
آنها مثل سگ میدویدند؛ به یکدیگر غذا میدادند؛ با هم مست میشدن، باهم هشیار میشدند، باهم دعوا میکردند، یکدیگر را تنها میگذاشتند، از همدیگر خسته میشدند، یکدیگر را لوس میکردند، خودشان را برای هم لوس میکردند، از هم متنفرمیشدند، از هم فاصله میگرفتند، از نو شروع میکردند، یکدیگر را ناامید میکردند، تحسین میکردند، هم را ازنو میشناختند، تمام راه به هم کمک میکردند و بویژه یاد گرفتند که در همه حال سرشان را بالا نگه دارند. آنها زندگی میکردند.
این رمان در کل موضوع خوبی داره اما گاهی به شدت خسته کننده میشد طوری که چندبار میخواستم از خوندنش صرف نظر کنم البته فکر میکنم بخاطر ترجمه اش بود به نظر من ترجمه خوبی نداره پر از غلط نوشتاری حتی ویراستاری خوبی هم نداره و همچنین از نظر من پایان جالب و هوشمندانه ای نداشت اما جلد زیبایی داره!

