من او را دوست داشتم

Je laimais

۳.۵ از ۵ · ۹ رأی۱۷۶ صفحه۲۰ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

سرمای زمستان. سوناتی در کنج آتش شومینه. قطره اشکی که بر گونه‌ زنی جوان جاری می‌شود. دو دختر بچه که به خواب رفته‌اند. مردی که در سکوت شبی بی‌ماه خود را فرو می‌ریزد، راز می‌گشاید و زندگی.

تعداد صفحه
۱۷۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۴۱۸۴۲۷
سال نشر
۱۳۹۰
تعداد نقل قول
۲۰
نسخه‌ها
جلد کتاب دوستش داشتم
جلد کتاب من او را دوست داشتم
جلد کتاب دوستش داشتم
جلد کتاب کسی که دوستش می‌داشتم
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۲۰ نقل قول

زندگی حتی وقتی انکارش می‌کنی، حتی وقتی نادیده اش می‌گیری، حتی وقتی نمی‌خواهی اش، از ناامیدی‌های تو قوی‌تر است. آدمهایی که از بازداشتگاه‌های اجباری برگشته اند، دوباره زاد و ولد کردند. مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانه هاشان را دیده بودند، دوباره دنبال اتوبوس‌ها دویدند، به پیش بینی‌های هواشناسی به دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند. باورکردنی نیست؛ اما همین گونه است. زندگی از هر چیز دیگری قوی‌تر است.

در زندگی هیچ چیز جای روابط صمیمی و پابرجا را نمی‌گیرد. با پول نمی‌توان همه چیز را خرید.

می گویند اول هفت بار زبان را در دهانت بچرخان بعد دهانت را باز کن.

تو بسیار شبیه زندگی هستی. زندگی را به تمامی در آغوش می‌کشی. پر جنب و جوشی، مالامال از سرزندگی، می‌دانی چگونه فضای یک خانه را شادمان کنی. این استعداد شگفت آور را داری که آدمهای دور و بوت را خوشحال کنی. خیلی راحتی، خیلی بی عقده، راحت بر این سیاره ی کوچک…

شهامت از آن آنان است که خودشان را یک روز صبح در آینه نگاه می‌کنند و روشن و صریح این عبارات را به خودشان می‌گویند، فقط به خودشان: آیا من حق اشتباه کردن دارم؟ فقط همین چند واژه…