- نوشته فردریک بکمن
- ترجمه حسین تهرانی
- ناشر چشمه
فردریک بکمن (۱۹۸۱) با رمان مردی به نام اوه به شهرتی استثنایی دست یافت. این رماننویس و روزنامهنگار جوان سوئدی بعد از انتشار این رمان در سوئد و آلمان به جهان معرفی شد. مردی به نام اوه داستان روزگار پیرمردی است کمحرف، سختکوش و بسیار سنتی که اعتقاد دارد همه چیز باید سر جای خودش باشد و فقط احمقها به کامپیوتر اعتماد میکنند. او سالها با قوانین سفت و سختش و همسرش که عاشقانه دوستش داشته زیسته و حالا انگار به آخر خط رسیده.
- تعداد صفحه
- ۳۵۶
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۲۲۹۶۹۷۹
- سال نشر
- ۱۳۹۵
- تعداد نقل قول
- ۲
نقل قولها و فعالیتها
۲ نقل قول
خانهها با انصاف بودند ؛ به تو چیزی را میدادند که لایقش هستی. چیزی که متاسفانه در باره ادمها نمیتوان گفت.
قرار نبود زندگی اش به اینجا برسد. ادم کار میکند ؛ پول خانه اش را میدهد ؛ مالیات پرداخت میکند ؛ کارهایش را خوب انجام میدهد و ازدواج میکند. مگر قرار نبود در خوشی و سختی کنار هم باشند تا روزی که مرگ جدایشان کند ؟ اوه به یاد میاورد که دقیقا همینطور بوده ولی هیچ وقت دلش نمیخواست زنش زودتر از خودش بمیرد. حتی روزی که خبر مرگش را دادند خیال میکرد خودش مرده است. مگر غیر از این بوده ؟
فقط میداند که بچه شادی بود و کم کم که بزرگ شد شادی اش هم کمتر شد و دلیل آن را خودش هم نمیدانست.
یتیم شدن در 16 سالگی چیز عجیبی است. خانواده ات را از دست بدهی، پیش از اینکه فرصت تشکیل خانواده داشته باشی تا بتوانی آن را جایگزین کنی. این نوع خیلی خاصی از تنهایی است.
وقتی کسی را از دست میدهید دلتان برای خاطرات عجیبش تنگ میشود. برای چیزهای کوچکش، لبخندش



