هویت

Identity

۳.۷ از ۵۱۲۰ صفحه
امتیاز نداده‌اید

«مردا دیگه برنمی‌گردن تا نگام کنن.» او برای پیشگیری از یک بحث جدی آن عبارت را گفته بود. سعی داشت به نرم‌ترین حالت ممکن آن را بگوید؛ ولی لحنش تلخ و ناراحت بود که این مسئله برای خودش هم شگفت‌آور بود. احساس کرد این ناراحتی در چهره‌اش هم وجود دارد و بلافاصله فهمید که این مسئله باعث سوء تعبیر خواهد شد.

تعداد صفحه
۱۲۰
شابک
۹۷۸۶۰۰۵۹۰۶۹۷۴
سال نشر
۱۳۹۵
نسخه‌ها
جلد کتاب هویت
جلد کتاب هویت
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

شما می‌توانید کل نژاد بشریت را به بشریتی دیگر تبدیل کنید و با این وجود، سیر تکاملی که از دوچرخه آغاز و به موشک منتهی می‌شود، کاملا یکسان خواهد بود. انسان فقط مجری این تکامل است، نه خالق و آفریننده‌ی آن. انسان، مجری حقیر و ناچیزی در این زمینه است؛ زیرا از مفهوم و معنای آنچه که اجرا می‌کند، ناآگاه است. آن معنا و مفهوم به ما تعلق ندارد، تنها به خدا تعلق دارد و ما فقط اینجا هستیم تا از او اطاعت کنیم. خدا می‌تواند هر آنچه را که می‌خواهد، انجام دهد.

عیاشان بیچاره که به سمت عمارت فساد و عیاشی می‌شتابند، بی‌خبرند که در آنجا به شکل گاو باقی خواهند ماند.

من موافقم که همه‌ی تغییرات، مضر و نافرجامند. بنابراین، وظیفه‌ی ما است که از جهان در مقابل تغییرات محافظت کنیم. افسوس که جهان قادر نیست حرکت شدید و دیوانه‌وار دگرگونی‌هایش را متوقف سازد.

آنچه که مردم به‌عنوان یک راز، پنهان نگه می‌دارند، عمومی‌ترین، عادی‌ترین و غالب‌ترین چیز است.

اگر هیچ بلندپروازی نداشته باشی، اگر مشتاق موفقیت نباشی، اگر نخواهی به رسمیت شناخته شوی، در این صورت خودت را در آستانه‌ی سقوط و لبه‌ی پرتگاه قرار داده‌ای.