جاودانگی

Immortality

امتیاز نداده‌اید

این اصلا چیزی نیست. دست کم باید بیست-سی سال دیگر صبر کنی تا کاملا به این مسئله پی ببری که انسان میراست. بعد از آن می‌توانی همه‌ی نتایج را از این شناخت بیرون بکشی. این اتفاق به هیچ وجه زودتر رخ نمی‌دهد... می‌دانی! خیلی عجیب است. میرا بودن اساسی ‌ترین تجربه‌ی انسانی‌ است و انسان هیچ‌گاه نمی‌تواند آن را بپذیرد درک کند و مطابقش رفتار کند. انسان نمی‌داند میرا بودن چگونه است و وقتی می‌میرد حتی نمی‌داند مرده بودن چگونه بوده است.... کلمات کلیدی: ادبیات و داستان، ادبی، میلان کوندرا، حسین کاظمی یزدی

تعداد صفحه
۴۲۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۷۲۵۳۷۷۲
سال نشر
۱۳۹۷
نسخه‌ها
جلد کتاب جاودانگی
جلد کتاب جاودانگی
جلد کتاب جاودانگی
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

فقط زندگی در جهانی را تصور کن که در آن آیینه نباشد. تو درباره ی صورتت خیالبافی می‌کنی و تصورت این است که صورتت بازتاب آن چیزی است که در درون تو است. و بعد وقتی چهل ساله شدی، کسی برای اولین بار آیینه ای در برابرت می‌گیرد. وحشت خودت را مجسم کن! تو صورت یک بیگانه را خواهی دید و به روشنی به چیزی پی خواهی برد که قادر به پذیرفتنش نیستی: صورتِ تو، خودِ تو نیست. – جاودانگی اثر میلان کوندرا

ادبیات از بین خواهد رفت و جمله‌های شاعرانه ی احمقانه در جهان جولان خواهند داد

چرا تمام اعمال ما باید مثل یک کلوچه در ماهی تابه عقل پشت و رو شود

احساس میکرد دلش میخواهد مخفیانه بمبی منفجر کند و این امید مبهم را داشت که پس از طوفان، ابرها پراکنده شوند و همه چیز مثل سابق بشود.

آنچه که در زندگی تحمل ناپذیر است « بودن» نیست، بلکه « خود بودن» است. خالق با کامپیوترش میلیاردها خویشتن را با زندگیهاشان به جهان آورد. اما صرف نظر از این مقدار افراد زنده، میتوان تصور کرد که یک هستی ازلی، حتی قبل از آنکه خالق شروع به خلق کند، یک هستی که خارج از نفوذ او بنده و هنوز هم هست، حضور داشته است. وقتی آن روز بر زمین دراز کشیده بود و سرود یکنواخت رودخانه در وی ججاری می‌شد و او را از خوشیتن، از کثافت خویشتن پاک می‌کرد، در آن هستی ازلی که در صدای گذر زمان و آبی آسمان به جلوه در می‌آید سهیم می‌شد. او میدانست که هیچ چیز زیباتر از این حالت نیست. … زندگی، هیچ شادی ای در آن نیست. زندگی: کشاندن خوشتن رنج آلود است در دنیا. اما هستی، هستی شادی است. هستی: چشمه شدن است، چشمه ای که جهان چون باران گرمی بر آن می‌بارد.