ملت عشق
The forty rules of love
- نوشته الیف شافاک
- ترجمه علیاصغر شجاعی
- ناشر انتشارات دو یار معاصر
عشق به قدری غیر منتظره و بیملاحظه بر سر الا فرود آمد که انگار سنگی از ناکجاآباد درون برکه راکد زندگیاش پرتاب شده بود. در این رمان شورانگیز و خلاقانه الیف شافاک نویسنده کتابهای پرفروش و پرخواننده ترکیه، دو داستان را به طور موازی پیش میبرد. در قرن سیزدهم، رومی شاعر و عارف، استاد معنوی خود، درویش خانه به دوش گمنامی به نام شمس تبریزی ملاقات میکند و از عالٍمی ناشاد به عارف و حامی متعهد عشق تبدیل میشود. در قرن حاضر، زن آمریکایی و ناشادی به نام الا روبنشتاین، تحت تاثیر پیام عشق رومی قرار میگیرد و شهامت پیدا میکند که پذیرای تحول خود شود. شافاک با آمیختن شرق و غرب، گذشته و حال، روایت روان و جالبی از نحوه تاثیر عشق را بر دنیا شرح میدهد. زندگی بدون عشق، ارزشی ندارد. از خودت نپرس که باید در جست و جوی چه جور عشقی باشی، معنوی یا مادی، آسمانی یا زمینی، غربی یا شرقی. تقسیمبندیها منجر به تقسیمبندیهای بیشتر میشوند. عشق فاقد عناوین و تعاریف است. همان است که هست، ناب و ساده. عشق، آب حیات است و عاشق، تجسم آتش! وقتی آتش عاشق آب میشود، عالم به گونهای دیگر میگردد.
- تعداد صفحه
- ۵۱۲
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۹۸۳۰۷۸۷
- سال نشر
- ۱۳۹۶
نقل قولها و فعالیتها
تا به حال برایت پیش آمده، وقتی که قطره ای آب به دهانت رسید، تازه متوجه شوی چهقدر تشنه بودهای؟
" تورا که میبینم به یاد شمس تبریزی میافتم. بعضیها در مورد او حرفهای ناروا و ناشایستی میزنند؛ اما اگر از مولانا بپرسی، خواهد گفت که شمس برای او، هم خورشید بود و هم ماه. "
در این جا زندگیِ اشتراکی حاکم بود، همه باهم غذا میخوردند، باهم دعا میکردند، در ساعتی مشخص میخواببدند؛ ولی منتظر بودند تا تنها شوند و با خودشان خلوت کنند. کسی که میخواست صوفی شود باید یاد میگرفت درمیان جمع، تنها باشد و آشوب درونش را آرام کند. اول میگویی: « دردنیا فقط من هستم. » بعد میگویی: « در من، فقط یک دنیا هست. » در نهایت میگویی: « نه من هستم و نه دنیا هست. »
تا به آن روز اعتیاد خودم را قبول نکرده بودم. فکر میکردم که من افیون را اسیر خود کرده ام و میتوانم آن را کنترل کنم. باباصمد گفت: « اگر زخمی داری که فکر میکنم داری، باید بدانی تسکینش با ترمیم آن فرق دارد. وقتی تاثیر افیون از میان برود، مثل آن است که تاثیر اِتر از میان رفته است. هرجایی که درد داشته است، دردش چند برابر خواهد شد. »
خدا بندگانی را که دوست دارد، در صحرا آواره میکند تا وقتی آب پیدا کردند قدر آن را بدانند…



