40 قانون عشق
The forty rules of love
- نوشته الیف شافاک
- ترجمه شهاب یوسفی
- ناشر آوای مهدیس
سنگ کوچکی که در دستتان است را آرام به آب میاندازید که شاید دیده نشود. ظاهرا تاثیر آن صدا و موج کوچکی در آب به وجود میآید. شکافی که سنگ در رودخانه به وجود میآورد چیزی را تغییر نمی دهد بلکه تکان کوچکی است در کنار تغییرات دیگر اما زمانی که یک فرد سنگدل به دریا بزند تغییر آن تا مدت زیادی دیده می شود و دیر به آرامش می رسد.
- تعداد صفحه
- ۴۵۲
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۷۳۹۹۵۸۳
- سال نشر
- ۱۳۹۸
نقل قولها و فعالیتها
تا به حال برایت پیش آمده، وقتی که قطره ای آب به دهانت رسید، تازه متوجه شوی چهقدر تشنه بودهای؟
" تورا که میبینم به یاد شمس تبریزی میافتم. بعضیها در مورد او حرفهای ناروا و ناشایستی میزنند؛ اما اگر از مولانا بپرسی، خواهد گفت که شمس برای او، هم خورشید بود و هم ماه. "
در این جا زندگیِ اشتراکی حاکم بود، همه باهم غذا میخوردند، باهم دعا میکردند، در ساعتی مشخص میخواببدند؛ ولی منتظر بودند تا تنها شوند و با خودشان خلوت کنند. کسی که میخواست صوفی شود باید یاد میگرفت درمیان جمع، تنها باشد و آشوب درونش را آرام کند. اول میگویی: « دردنیا فقط من هستم. » بعد میگویی: « در من، فقط یک دنیا هست. » در نهایت میگویی: « نه من هستم و نه دنیا هست. »
تا به آن روز اعتیاد خودم را قبول نکرده بودم. فکر میکردم که من افیون را اسیر خود کرده ام و میتوانم آن را کنترل کنم. باباصمد گفت: « اگر زخمی داری که فکر میکنم داری، باید بدانی تسکینش با ترمیم آن فرق دارد. وقتی تاثیر افیون از میان برود، مثل آن است که تاثیر اِتر از میان رفته است. هرجایی که درد داشته است، دردش چند برابر خواهد شد. »
خدا بندگانی را که دوست دارد، در صحرا آواره میکند تا وقتی آب پیدا کردند قدر آن را بدانند…



