- نوشته یوجین اونیل
- ترجمه ناهید قادری
- ناشر نشر متیس
نان و آب نخستین نمایشنامه کامل یوجین اونیل نویسنده آمریکایی است که داستان هنرمندی به نام جان براون را نقل میکند. جان، آخرین فرزند خانواده، تصمیم میگیرد برخلاف نظر پدرش که مایل است او یک وکیل شود، علاقه خود در هنر را دنبال کرده و برای تحصیل در این رشته به نیویورک برود. اما برای رسیدن به این هدف خود با مشکلات فراوانی روبهرو میشود.
- تعداد صفحه
- ۱۲۰
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۹۷۲۰۷۸۱
- تعداد نقل قول
- ۶
نقل قولها و فعالیتها
۶ نقل قول
وقتی دختری را دوست داشته باشی که نمیفهمدت، زندگیات جهنم میشود. دختری که تلاش میکند، اما نمیتواند.
یکشنبه عجب روز طولانی مصیبتباری است! طوریکه آدم ترجیح میدهد یکشنبهها کار کند. کل روز کاری برای انجام دادن نداری و هیچ جای درستحسابی هم نیست که بروی آنجا.
ایدههای من بهقدرکافی زیادند، اما انگار قصد به کار گرفتنشان را ندارم. همیشه میخواهم آن نمایشنامه را شروع کنم. ولی مدام میگویم فردا. (با اندوه) باید روی سنگ قبر من بنویسند: « متوفی به آن چیزی رسید که نمیتوان به فردا موکولش کرد» . سنگنوشتهٔ مناسبی خواهد بود.
سنجاب را نمیشود روی زمین نگه داشت، مگر اینکه تمام شاخههای درختها را ببری.
من یک معذرتخواهی به شما بدهکارم. باید اعتراف کنم که امشب زیادی سرزندهام. به شراب و اینطور چیزها نگاهی انداختهام.