خروج ممنوع (نمایش‌نامه‌ای در 1 پرده) نمایش‌نامه

Huis clos

امتیاز نداده‌اید

دارم بهش نگاه می‌کنم و می‌فهمم که تو جهنمم. من بهتون میگم. همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده. اونا می‌دونستن که من جلو این طاقچه می‌ایستم، وقتی دستام روی مجسمه‌س و همه این چشم‌ها دارن من رو نگاه می‌کنن. این چشم‌ها دارن من رو می‌بلعن... هاه! فقط شما دو تا اینجایین؟ من فکر نمی‌کردم... کباب شدن روی سیخ رو یادتون میاد؛ سرب داغ و گوگرد؟ عجب جوکی! مثل این که اونام همین رو می‌خوان! جهنم، راستی‌راستی یعنی بقیه آدما.

تعداد صفحه
۱۳۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۱۷۴۱۸۹۰
نسخه‌ها
جلد کتاب دوزخ
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها