- نوشته ژان پل سارتر
- ترجمه محمدرضا پارسایار
- ناشر کتاب پارسه
ـ این مجسمه مسیح را که از پوست حیوان ساختهاند دیدهاید؟ آقا، کتاب خیلی جالبی هست درباره مجسمههایی که از پوست حیوان و حتی از پوست انسان ساخته شدهاند. مجسمه عذرای سیاهپوش را چطور؟ در بورگس نیست؟ در ساراگوس است؟ ولی شاید یکی هم در بورگس باشد؟ زائران میبوسندش، مگر نه، منظورم همان است که در ساراگوس است. جای پایش روی یک تخته سنگ نقش بسته؟ آن تخته سنگی که توی یک حفره است؟ حفرهای که مادرها بچههایشان را به درونش میرانند؟
- تعداد صفحه
- ۳۱۲
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۵۷۳۳۸۴۶
- سال نشر
- ۱۳۹۰
- تعداد نقل قول
- ۳۸
نقل قولها و فعالیتها
۳۸ نقل قول
دارم بیشتر از خودم عمر میکنم…
هر موجودی بدون دلیل زاده میشود، از روی ضعف خودش را امتداد میدهد و به تصادف میمیرد.
… ولی هر دم گویا در شرف آن بودند که همه چیز را ول کنند و خودشان را نابود کنند. خسته و پیر و به نادلخواه به وجود داشتن ادامه میدادند، فقط چون که ضعیفتر از آن بودند که بمیرند، چون که مرگ فقط میتوانست از بیرون به سراغشان بیاید.
… او همیشه دلش میخواست به « لحظههای کامل» برسد.
انگار وضع بهنجارشان خاموشی است و سخن تب خفیفی است که گاه و بیگاه میگیردشان.
عالی

