محبس

No Exit and Three Other Plays

۸۰ صفحه
امتیاز نداده‌اید

نمایشنامه‌ی «محبس» نوشته‌ی ژان‌پل سارتر، یکی از مهم‌ترین آثار درام اگزیستانسیالیستی قرن بیستم است که نخستین بار در سال ۱۹۴۴ در تئاتر ویو-کلمبیر پاریس به روی صحنه رفت و در سال ۱۹۴۵ به چاپ رسید. این اثر تک‌پرده‌ای که در بستری کاملا بسته و مینیمالیستی روایت می‌شود، نه‌تنها یکی از برجسته‌ترین متون نمایشی فلسفی سارتر به‌شمار می‌رود، بلکه تجسمی دراماتیک از مفاهیم بنیادین اندیشه‌ی اگزیستانسیالیسم است: آزادی، مسئولیت، خودفریبی و رابطه‌ی شکننده‌ی انسان با «دیگری». نمایش در فضایی آغاز می‌شود که به ظاهر تنها یک اتاق نشیمن ساده است، بی‌پنجره و مبله به سبک امپراتوری دوم فرانسه. جوزف گارسین، نخستین شخصیت نمایش، توسط پیشخدمتی به آنجا آورده می‌شود تا زندگی پس از مرگ خود را آغاز کند، هرچند خیلی زود درمی‌یابد که این اتاق در واقع جهنم است. کمی بعد، دو زن دیگر به او می‌پیوندند: اینس سرانو، زنی تند و حقیقت‌گو، و استل ریگالت، زنی زیبا و خودشیفته که تشنه‌ی تأیید دیگران است. به تدریج روشن می‌شود که عذاب ابدی آنان نه شعله‌های جهنم، بلکه حضور مداوم و نگاه یکدیگر است؛ آن‌جا که سارتر با جمله‌ی معروف خود جمع‌بندی می‌کند: «جهنم، دیگران هستند.» اتاق به فضایی بسته از روان و آگاهی بدل می‌شود، جایی که شخصیت‌ها نه می‌توانند از خود بگریزند و نه از قضاوت دیگری. گارسین در تقلا برای اثبات شجاعت خویش است اما از قضاوت می‌ترسد؛ استل تنها در نگاه دیگران خود را می‌شناسد و به‌دنبال آینه‌ای برای دیدن تصویر خویش است؛ و اینز، که به‌ظاهر آگاه‌ترین آن‌هاست، حقیقت را بی‌رحمانه برملا می‌کند. در این محیط بدون پنجره، هویت تنها از طریق بازتاب در دیگری معنا پیدا می‌کند و هر سه شخصیت در دوری بی‌پایان از خودفریبی و افشا گرفتار می‌مانند. در این اثر، «نگاه» نقش محوری دارد. سارتر با مفهوم دیگری (l’Autre) نشان می‌دهد که چگونه وجود ما به‌طور اجتناب‌ناپذیری در نگاه دیگران تعریف می‌شود. آزادی انسان در گرو پذیرش مسئولیت است، اما در «محبس»، هیچ‌کدام از شخصیت‌ها قادر نیستند مسئولیت انتخاب‌هایشان را بپذیرند. گارسین به ترس خود اعتراف نمی‌کند، استل به خودفریبی پناه می‌برد و اینز از نفرت و تسلط روانی تغذیه می‌کند. آن‌ها در فضایی بی‌زمان، محکوم‌اند تا بارها و بارها حقیقت خود را در آینه‌ی دیگران ببینند، بی‌آن‌که بتوانند رهایی یابند. قدرت این نمایش در سادگی خیره‌کننده‌ی ساختار آن است: سه شخصیت، یک اتاق و گفت‌وگویی بی‌وقفه که به تدریج به شکنجه‌ای روحی بدل می‌شود. هیچ ابزار صحنه‌ای وجود ندارد، اما بار اندیشه و تنش دراماتیک به‌قدری شدید است که مخاطب را تا پایان درگیر نگه می‌دارد. در عین حال، همین انتزاع فلسفی می‌تواند برای برخی تماشاگران دشوار باشد، زیرا شخصیت‌ها گاه بیش از آن‌که انسان‌هایی واقعی باشند، نماینده‌ی ایده‌های فلسفی هستند. با این‌همه، «محبس» همچنان یکی از متون جاودانه‌ی تئاتر مدرن است. سارتر در این اثر نشان می‌دهد که جهنم نه در قلمروی اسطوره‌ای، بلکه در روابط انسانی روزمره نهفته است، جایی که آزادی ما در تلاقی با نگاه دیگری به شکنجه‌ای دائمی بدل می‌شود. این نمایش، پرسشی بنیادی را در برابر هر انسان قرار می‌دهد: آیا می‌توان رها از داوری دیگران زیست، یا محکوم‌ایم تا همیشه در آینه‌ی دیگری خود را بیابیم؟

تعداد صفحه
۸۰
شابک
۹۷۸۶۲۲۳۸۴۳۱۳۶
سال نشر
۱۴۰۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.