در باب اعتماد به نفس

On Confidence

۹۶ صفحه
امتیاز نداده‌اید

«در باب اعتماد به نفس» (On Confidence) کتابی کوتاه از مجموعهٔ «مدرسهٔ زندگی» است که زیر نظر آلن دوباتن شکل گرفته و با همان شیوهٔ آشنای این مجموعه، فلسفه، روان‌شناسی عامه‌فهم و تجربه‌های روزمره را برای بررسی یک مسئله کنار هم می‌گذارد: چرا بسیاری از ما با وجود توانایی کافی، پیش از آنکه واقعا شکست بخوریم خود را از امکان عمل محروم می‌کنیم؟ نقطهٔ آغاز کتاب این است که اعتماد به نفس را نباید ویژگی ثابت شخصیت یا موهبتی دانست که بعضی افراد از بدو تولد دارند. نویسندگان آن را بیشتر نوعی مهارت فکری می‌فهمند؛ مجموعه‌ای از برداشت‌ها دربارهٔ خود، دیگران، شکست و جایگاه ما در جهان که می‌توان آن‌ها را بررسی و تا اندازه‌ای تغییر داد. یکی از موانع اصلی اعتماد به نفس در کتاب، تصور اغراق‌آمیز ما از شایستگی دیگران است. آدم‌های موفق را غالبا از بیرون می‌بینیم و نتیجهٔ کارشان را با تردیدها، اشتباهات و سردرگمی‌های درونی خودمان مقایسه می‌کنیم. از همین جا احساس «شیادبودن» یا همان سندرم ایمپاستر شکل می‌گیرد: گمان می‌کنیم دیگران واقعا می‌دانند چه می‌کنند و فقط ما هستیم که نقش فردی توانمند را بازی می‌کنیم. کتاب برای شکستن این تصور پیشنهاد می‌کند بزرگی و اقتدار را انسانی‌تر ببینیم؛ افراد تحسین‌شده نیز گرفتار بدن، اضطراب، اشتباه و نادانی‌اند و فاصلهٔ میان آنان و دیگران کمتر از چیزی است که تصویر عمومی‌شان نشان می‌دهد. موضوع دیگری که کتاب پی می‌گیرد رابطهٔ اعتماد به نفس با اقتدار است. مدرسه و بسیاری از نهادهای اجتماعی به ما یاد می‌دهند از قواعد موجود پیروی کنیم و صلاحیت کسانی را که در جایگاه قدرت قرار گرفته‌اند مفروض بگیریم. این آموزش برای زندگی جمعی لازم است، اما اگر بیش از حد ادامه یابد می‌تواند فرد را از داوری مستقل محروم کند. بلوغ، در این نگاه، تا حدی با کشف این واقعیت آغاز می‌شود که بزرگسالان، متخصصان و نهادها نیز همیشه پاسخ درست را نمی‌دانند. اعتماد به نفس بنابراین با نوعی بی‌احترامی کور به اقتدار یکی نیست؛ بیشتر توانایی پرسیدن و مستقل فکرکردن بدون افتادن در بدبینی مطلق است. کمال‌گرایی نیز در کتاب یکی از دشمنان مهم عمل معرفی می‌شود. فرد ممکن است آن‌قدر از نخستین تلاش ناقص بترسد که هیچ‌گاه شروع نکند. در برابر این ترس، کتاب به تجربه، خطا و امکان اصلاح تکیه می‌کند. حتی اندیشیدن به مرگ در این چارچوب کارکردی غیرمنتظره پیدا می‌کند: محدودبودن زمان قرار نیست صرفا اضطراب ایجاد کند؛ می‌تواند نسبت میان خطر شکست و خطر هرگز امتحان‌نکردن را تغییر دهد. نویسندگان از مونتنی و نیچه نیز برای روشن‌کردن همین رابطه میان شجاعت، شکست و خودارزیابی استفاده می‌کنند. امتیاز «در باب اعتماد به نفس» در فشردگی و وضوح آن است. کتاب مسئله‌ای مبهم مانند «باور به خود» را به چند سازوکار قابل‌شناسایی ترس از قضاوت، اطاعت از اقتدار، کمال‌گرایی، خودتخریبی و مقایسه با دیگران تقسیم می‌کند. در مقابل، نباید آن را پژوهشی جامع در روان‌شناسی اعتماد به نفس دانست. استدلال‌ها بیشتر فلسفی، تأملی و مبتنی بر مثال‌اند و کتاب وارد بررسی منظم پژوهش‌های تجربی دربارهٔ عزت نفس، خودکارآمدی یا اضطراب اجتماعی نمی‌شود. همین سادگی، اثر را خواندنی می‌کند اما مرز توضیح علمی آن را نیز مشخص می‌سازد. پرسش ماندگار کتاب این نیست که چگونه همیشه احساس اطمینان کنیم؛ اطمینان کامل شاید خود شکلی از خطا باشد. مسئله این است که چه مقدار تردید برای اندیشیدن لازم است و از کجا همان تردید به بهانه‌ای برای کنارکشیدن از زندگی تبدیل می‌شود.

تعداد صفحه
۹۶
شابک
۹۷۸۶۲۲۵۰۰۷۳۵۲
سال نشر
۱۴۰۵
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.