اکنون حتی اندوهی تلخ و عمیق دلش را پر کرده بود، مثل وقتی که مهم‌ترین ساعات سرنوشت از سر ما می‌گذرد و به ما نه اشاره‌ای می‌کند و نه از گوشه‌ی چشم نگاهی، و غرش آن‌ها در فواصل دور محو می‌شود و ما میان برگ‌های خزان‌زده چرخان در گردباد آن‌ها، با دستی خالی و دلی پر از حسرت فرصت مهیب اما شکوهمند از دست رفته‌ای تنها می‌مانیم.
۴ نفر این نقل‌قول را دوست داشتند
saeid51
‫۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۵
Ali
‫۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۳
Parviz
‫۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۸
jhamid93
‫۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۰