من اشتباه می‌کردم. از هیچ مرزی نمی‌شود راحت گذشت. پشت سر حتماً باید از چیزی دل کند. فکر کردیم می‌شود بدون دردسر عبور کرد، ولی برای ترک وطن باید از پوست خود جدا شد. نبودن سیم‌های خاردار ومامورهای مرزی چیزی را عوض نمیکند. برادرم را مثل لنگه کفشی که کسی در یک مسابقه دو گم میکند پشت سرم رها کردم. هیچ مرزی به انسان اجازه نمیدهد با خیال راحت از آن بگذرد. تمام شان آدم را زخمی میکنند.
۲ نفر این نقل‌قول را دوست داشتند
Ali
‫۱۹ روز قبل، شنبه ۳ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۵
Mahkame
‫۴ روز قبل، یک شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۲