بت رویا می‌دید؛ می‌شد آن‌ها را چیز دیگری نامید؟ البته این رویاها همیشگی و حتی معنوی نبودند اما ناگهان نوری می‌دید، مثل انفجار، مثل عکسی از تعطیلات که مدت‌ها قبل گرفته شده و با دیدنش تمام خاطرات قبل و بعد از آن به تصویر کشیده می‌شود. زمانی که شوهرش، باب مانک، یک روز از سرکار به خانه آمده بود، بوم ، تصویری واضح از او را دیده بود که دستان لورین کانر اسمایت را در رستورانی کنار هتل میشن بل ماریوت گرفته بود. لورین مشاور کاری شرکت باب بود، بنابراین این دو موقعیت‌های زیادی داشتند تا با هم موس موس کنند. در آن نانوثانیه، بت فهمید ازدواجش با باب از وضعیت "خوب" به وضعیت "تمام شده" رسیده است. بوم.
۲ نفر این نقل‌قول را دوست داشتند
Ali
‫۷ روز قبل، سه شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۳
Mahkame
‫۲ روز قبل، یک شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۱