تقویم مطالعه ۱۳۹۷ X
بهمن
اسفند

آخرین فعالیت‌ها


  • زنان توی دیوار
    برای زنان توی دیوار نوشت :

    این اثر که در ژانر وحشت نگاشته شده،روابط سرد و تو خالی خانوادی ای را بیان می‌کند که در ابتدا با جو سازی و خلق داستانی گیرا و ایجاد پرسش‌های بسیار جوی مطلوب ایجاد کرده ولی در پایان با نگارشی سرسری و به عبارتی با سرهم بندی پایان مناسبی را رقم نزده است. به طوری که در یک سوم پایانی کتاب،خواننده به راحتی سیر داستان و پایان بندی را به راحتی حدس میزند. در صورتی که با اندکی پیچ و تاب و پایانی غافلگیرانه می‌توانست به اثر مناسبی تبدیل گردد. با وصف این حال خواندن این کتاب را به تمامی دوستداران ژانر وحشت پیشنهاد میکنم.

  • بی سایگان
    برای بی سایگان نوشت :

    در این کتاب به بحران هویت کاراکترهای داستان می‌پردازد. در این اثر به زندگی شخصیت‌های متعددی پرداخته شده که وجه مشترک آنها، تلاش برای دستیابی به یک هویت مشخص است که معمولا هم دستاوردی در این زمینه ندارند. اغلب شخصیت‌های این رمان جوانانی با گرایش‌های هنری هستند که جایگاه مشخصی در اجتماع ندارند. آنها اغلب به دلخوشی‌های فردی زودگذر روی می‌آورند که پایداری چندانی در این گزینه‌ها وجود ندارد. نبود چشم اندازهای روشن در برابر زندگی این افراد باعث می‌شود به لذت‌های آنی برای گذر از لحظه‌های کسل کننده روی بیاورند. پناه بردن به الکل،روابط پنهانی و مصرف مواد مخدر راهی برای پر کردن خلا بی هویتی افراد در این رمان عنوان شده است.

  • روح کانترویلا و دو داستان دیگر
    برای روح کانترویلا و دو داستان دیگر نوشت :

    در این کتاب که در واقع مجموعه 3 داستان کوتاه است در ابتدا با بیانی طنز آغاز و با حالتی حزن انگیز پایان می‌یابد. در یکی از داستان‌ها ماجران دوریان گری مطرح می‌گردد. نقدی که به این کتاب وارد است بیان‌های سریع و به شدت کوتاه شده و عاری از هرگونه جو سازی است. در صورتی که با اندکی توضیح و جوسازی ،داستان‌های زیبایی خلق می‌گردید. متاسفانه از خواندن این کتاب لذت چندانی نبردم.

  • کرکس
    ستاره داد
  • کرکس
    برای کرکس نوشت :

    «کرکس» اثری است منحصربه‌فردبرای نوجوانان حاصل همکاری «والتر باله» با نویسنده‌ی آثار جنایی، «اروین کلس». رمانی ماجراجویانه که هیجان و تعقیب و گریز در داستانی علمی تخیلی در هم می‌آمیزد. خواندن این کتاب را به تمامی دوستان فانتزی خوان پیشنهاد می‌کنم.

  • ماه الماس
    برای ماه الماس نوشت :

    کتاب ماه الماس به عنوان اولین رمان کارآگاهی انگلیسی ستاره فروزانی است در ادبیات جنایی و کارآگاهی. در این کتاب نویسنده با استفاده از بیان خط روایی داستانی که توسط اشخاص مختلفی نقل می‌شود،به خلق معمایی چند وجهی پرداخته است. خواندن این اثر زیبا را به تمامی دوستان پیشنهاد می‌کنم.

  • ماه الماس
    از ماه الماس :

    شاید فکر کنی که تناقضی آشکار را این جا مشاهده می‌کنی. اگر این طور است، به این حرف گوش کن. همسرت را در 24 ساعت آینده به دقت زیر نظر بگیر. اگر خانم خوبت، چیزی شبیه یک تناقض در رفتارش در این مدت نشان نداد، خدا به دادت برسد، چراکه با یک هیولا ازدواج کرده ای. (...)

  • ماه الماس
    از ماه الماس :

    گروهبان گفت: دنیای فلاکت باری است. آقای بترج، زندگی آدم، یک جور سیبل است و بدبختی همیشه در حال شلیک به آن؛ و همیشه هم به هدف می‌زند. (...)

  • ماه الماس
    از ماه الماس :

    وقتی که جوان هستی و تازه اول راه، اشکت به راحتی درمی آید. وقتی که پیر شدی و در حال ترک دنیا هستی، اشکت به راحتی درمی آید. بغضم ترکید. (...)

  • ماه الماس
    ستاره داد
  • بی سایگان
    ستاره داد
  • دختری با تمام موهبت‌ها (کتاب دوم)
    از دختری با تمام موهبت‌ها (کتاب دوم) :

    وقتی رویاهای آدم به حقیقت می‌پیونده،حقیقت آدم عوض شده. دیگر آن آدمی نیستی که آن رویا را دیده،برای همین هم مثل پژواکی عجیب غریب از اتفاقی است که خیلی وقت پیش برای آدم افتاده است. (...)

  • پسری روی پل
    ستاره داد
  • پسری روی پل
    از پسری روی پل :

    درد بهترین معلم است. (...)

  • آتش دزد تسلیم نمی‌شود
    از آتش دزد تسلیم نمی‌شود :

    با دشمنت روبه‌رو شو و هرگز نشان نده که ترسیده‌ای! از هر ۱۰ نفر،۹ نفر فرار می‌کنند. (...)

  • آتش دزد تسلیم نمی‌شود
    از آتش دزد تسلیم نمی‌شود :

    کلمه‌ای قشنگ‌تر از وطن هم وجود دارد. و این کلمه ، «امید» است. (...)

  • آتش دزد تسلیم نمی‌شود
    از آتش دزد تسلیم نمی‌شود :

    وطن،زیباترین کلمه‌ای که تابه‌حال ساخته شده است. (...)

  • پرواز آتش دزد
    از پرواز آتش دزد :

    به قول ویلیام شکسپیر،جماعت ناشکر از دندان مار هم گزنده‌ترند. (...)

  • آتش دزد
    ستاره داد
  • آتش دزد
    از آتش دزد :

    دروغگویی بهترین کاری است که سیاستمدارها بلدند. (...)

  • آتش دزد
    از آتش دزد :

    از میدان شهرت و آوازه‌اش،با چهره‌ای خونین و با طراوت او را آهسته و اندوهگین،بر زمین نهادیم؛ نه سنگی برافراشتیم و نه چیزی بر گورش نوشتیم، ما او را با جلال و عظمتش تنها گذاشتیم. (...)

  • آتش دزد
    از آتش دزد :

    اگر امید نبود،یک میلیون سال پیش جهان در نومیدی و یاس به آخر رسیده بود. (...)

  • آتش دزد
    از آتش دزد :

    مادر،دیگر توان مراقبت از چرخی را که به من سپرده‌اند،ندارم. انگشتانم درد می‌کنند و لبانم خشک شده‌اند. آخ که اگر دردم را حس می‌کردی! اما مگر آن‌چه را من کشیده‌ام کسی حس کرده است؟ (...)