تقویم مطالعه ۱۳۹۷ X
دی
بهمن
اسفند

آخرین فعالیت‌ها


  • اشوزدنگهه (حماسه نجات‌بخش)
    از اشوزدنگهه (حماسه نجات‌بخش) :

    وقتی رنج‌ها را تقسیم میکنند،از هیچکس نمی‌پرسند که چقدر سهم می‌خواهد! اما جای شکرش باقی‌ست که حکمت‌ها اغلب از دل رنج‌ها حاصل می‌شوند نه از دل لذت‌ها و خوشی‌ها! (...)

  • اشوزدنگهه (حماسه نجات‌بخش)
    از اشوزدنگهه (حماسه نجات‌بخش) :

    حماسه‌های سرزمین من نمرده‌اند؛ «من» زنده‌ام! ای سرزمین حماسه‌های بلند بالا اگر جای دیگر نیافتی،بیا… در من بزی و بمان که من جایگاه تو ام و نگاهبان تو. من پای افشان و نیرو پراکنان زنده‌ام و مرگ،زیر پای من جان داده است! شاد زی سرزمین من؛آباد زی. من خون توام و راهم،رگ توست. کیست که یارای ریختن من داشته باشد؟! من ریسمان تو هستم ای سرزمین جاودانه؛مرا بگیر و بالا رو. ... (...)

  • اشوزدنگهه (حماسه نجات‌بخش)
    از اشوزدنگهه (حماسه نجات‌بخش) :

    راز پیشروی اجتماعی مغرب زمین،جز در چند نکته اساسی نیست: خواستن نظم. برقراری روزافزون قانون،تخصص‌گرایی برای نشاندن هرکس در جایگاه مقبول خود و اصالت دادن و توجه واقعی به جنبه‌های عینی و دست کم مادی هر انسان. (...)

  • اشوزدنگهه (حماسه نجات‌بخش)
    از اشوزدنگهه (حماسه نجات‌بخش) :

    ایرانی،خون سیاوش دارد. ای دژخیم! آنرا نریز و کیخسرو را از یاد مبر! (...)

  • اشوزدنگهه (حماسه نجات‌بخش)
    از اشوزدنگهه (حماسه نجات‌بخش) :

    هرچه دریافتم،نگاشتم؛ هرچه بود! فریادهایم چنان بلند بود که در پیچشی دوباره به سکوت پیوست. هنگام زیستن،بسی در خدا اندیشه کردم و رنج هایم گاه با او به شادمانی جاودان پیوست و گاه چیزی آموختم: یکی آنکه هیچ،هنوز و شاید همیشه ندانستم او چیست؟! و نمیدانم آیا هیچ کس این نوشتارهای پراکنده مرا که از خلال هزاره‌ها تراویده است خواهد خواند یا تنها خواننده این کتاب،همان کسی خواهد بود که تمامی ... (...)

  • اشوزدنگهه (حماسه نجات‌بخش)
    از اشوزدنگهه (حماسه نجات‌بخش) :

    من تمامی عشق‌های جهان را با تو پیمودم؛ تمامی سرخوشی‌ها و کام‌ها را من همه غربتهای جهان را پس از تو چشیدم؛ تمامی حسرت‌ها و رنج‌ها را… آنگاه که هر آنچه داشتم با تو در زمین کاشتم و دیگر هرگز بر نداشتم (...)

  • اشوزدنگهه (حماسه نجات‌بخش)
    از اشوزدنگهه (حماسه نجات‌بخش) :

    تاکنون می‌پنداشتم آدمیان یا ستمگرند یا ستم دیده…اما اینک دانستم که گونه‌ای ترسناکتر و نهان در همه جا نفوذ دارد! … «ستمگران ستم‌ستیزه»! آنها بیشتر آدمیان‌اند و بی شک پنهان شده در زیر نقاب‌های میانه‌روی. شاید من! شاید تو…! (...)

  • اشوزدنگهه (اهریمنان یکه‌تاز)
    از اشوزدنگهه (اهریمنان یکه‌تاز) :

    غبطه به شاهان مخور که شاه بودن،رنج است؛غبطه مخور که «غبطه» برای آنکه میداند،وهم است! «تاریخ» جز یک لحظه‌ی دراز شده‌ی غلتان،هیچ نیست و «زمان» جز یک توهم بلند بخارآلود ،پر شده از رنج و «مکان» جز مکعبی پرجاذبه و ظریف که بر هیچ،معلق است و هیچ،آن چیزی‌ست که سرشار از همه چیز،قبراق و استوار،در برابر دیدگان تو جریان دارد و غلیظ‌ترین توهم حکمت‌آمیز و درک ناشده در جهانی‌ست ... (...)

  • اشوزدنگهه (اهریمنان یکه‌تاز)
    از اشوزدنگهه (اهریمنان یکه‌تاز) :

    بشریت چه وقت میخواهد دریابد که یک انسان بزرگ و جاودان،ولی به ظاهر خرد،تکثیر شده است! …که یک انسان واحد طولانی است! انسانی خروشان و بی‌توقف و پرتحرک،پخش شده در سرتاسر زمین،با هزارها خواسته و آرمان و اندیشه. (...)

  • اشوزدنگهه (اهریمنان یکه‌تاز)
    از اشوزدنگهه (اهریمنان یکه‌تاز) :

    متعلق به هیچ کوچه‌ای نبوده‌ام و نه هیچ برزنی؛بی هیچ یار مدامی و هیچ همدمی… کورسوی ستاره‌ای ،مرا خوش‌تر بود از نوری که وزیدن هر پرتواش سایه‌ام را با خود کشید و برد؛ منی که در اندیشه‌های من،جایگاهی پرشمارتر از ستاره‌ها داشت… بادی وزید و ستاره‌هایم را با خود برد،ماه افتاد و من دانستم که جایگاه تمامی‌ام کجاست؟! حال آنکه پیش‌تر نمیدانستم واژه‌ها نابودگر احساس‌اند. (...)

  • اشوزدنگهه (اهریمنان یکه‌تاز)
    از اشوزدنگهه (اهریمنان یکه‌تاز) :

    پاسخ در میان ماست؛ همواره در میان خود خود ما بوده است! نگاهت را به دور مبر. نزدیک را ببین… نزدیکار را ببین! (...)

  • اشوزدنگهه (اهریمنان یکه‌تاز)
    از اشوزدنگهه (اهریمنان یکه‌تاز) :

    در جستجوی چه هستی تو؟ به کدامین سوی،روانی تو؟ راز بزرگ تویی… راز بزرگ،خود خود تویی. (...)

  • اشوزدنگهه (اهریمنان یکه‌تاز)
    از اشوزدنگهه (اهریمنان یکه‌تاز) :

    می‌دانی چه وقت جهان به پایان خواهد رسید یا سایه خواهد رفت؟ می‌دانی چه وقت رستخیز پدید خواهد آمد یا تاریکی خاموش خواهد شد؟ زمانی که لکه ناپدید شود و روشنی غلبه یابد آنگاه زمان ایستادن «زمان» خواهد بود. وقتی همه چیز در هم بپیچد و ناممکن ،ممکن شود آنگاه اراده ،پدیدار خواهد شد. (...)

  • اشوزدنگهه (اهریمنان یکه‌تاز)
    از اشوزدنگهه (اهریمنان یکه‌تاز) :

    ددمنشی همیشه بر نظم و عطوفت قانون چیره میشود؛این غریزه‌ی زمین است و گمان میکنم یکی از حکمت‌های اساسی جهان نیز برای همین باشد که در نهایت و برای همیشه بساط پیروزی شر،از ریشه برکنده شود. . ‌. (...)

  • اشوزدنگهه (اهریمنان یکه‌تاز)
    از اشوزدنگهه (اهریمنان یکه‌تاز) :

    هیچکس جز خداوند نمیتواند مرا در یافتن خویشتن یاری کند… زیرا که من گمگشته جهان اویم و تنها اوست که یارای یاری رساندن به مرا دارد. چه در صحرا باشم،چه جنگل؛ چه در راه‌های سرد و پنهان کوهساران و چه در دل امواج بی ترحم دریاها… تنها اوست که مرا خواهد یافت؛ تنها اوست که خواهم یافت. (...)

  • ارباب انتقام
    برای ارباب انتقام نوشت :

    رمانی با ساختاری هنرمندانه و پرتعلیق با پیچ و تابی زیرکانه در انتها.

  • محاکمه
    برای محاکمه نوشت :

    مطالعه ی آثار عجیب و کابوس وار کافکا به ما یادآوری می‌کند که پشت نقاب زندگی روزمره ی هر فرد، یک زندگی عاطفیِ منحصر به فرد و پر فراز و نشیب وجود دارد.

  • جنگ پیرمرد
    ستاره داد
  • شموئیل
    ستاره داد
  • کاج‌زدگی
    برای کاج‌زدگی نوشت :

    با توجه به اینکه این کتاب اولین اثر از خانم ضحی کاظمی است،اثری قابل قبول است. مسلما بسیاری از فصول با عجله و شتاب زیادی به اتمام رسیده است ولی از بخش بندی‌ها و ارتباطات فصول با یکدیگر بسیار لذت بردم. مطمئنا در آثار بعدی ایشان شاهد پختگی و جذابیت بیشتری خواهیم بود.

  • محاکمه
    ستاره داد