هر دونده‌ای این‌را می‌داند؛ کیلومترها می‌دوی و می‌دوی، بدون آن‌که واقعاً دلیلش را بدانی. به خودت می‌گویی به‌خاطر هدفی این کار را می‌کنی یا دنبل جمعیتی هستی؛ اما دلیل حقیقی دویدنِ تو آن است که جایگزین آن یعنی ایستادن تو را تا سرحد مرگ می‌ترساند. به‌این‌ترتیب، در آن صبح سال ۱۹۶۲ به خودم گفتم: بگذار همه بگویند که ایده‌ات ابلهانه است… تو ادامه بده. نایست. حتا به ایستادن فکر هم نکن تا این‌که به آن‌جا برسی و فکرت را زیاد مشغول این نکن که "آن‌جا" کجاست. هرچه پیش آمد فقط نایست. این پندی استثنایی، پیش‌گویانه و ضروری بود که به‌طور غیرمنتظره‌ای موفق شدم به خودم بدهم و از خودم بگیرم. نیم‌قرن بعد از آن روز، اکنون بر این باورم که این بهترین و یا شاید تنها پندی است که می‌توانیم و باید به خود و به دیگران بدهیم.
۴ نفر این نقل‌قول را دوست داشتند
TheSaba
‫۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۲
Elham
‫۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۰
Ali
‫۳ ماه قبل، چهار شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۲
hedgehog
‫۳ ماه قبل، جمعه ۲۳ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۵۹