hedgehog

hedgehog

جملات ارزشمند کتاب ها که همچون دسته گلی از آسمان فرو می ریزند...
تقویم مطالعه ۱۳۹۹ X
فروردین
اردیبهشت

آخرین فعالیت‌ها


  • مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا)
    از مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا) :

    و اما غرور من… آخ، این را دیگر نپرس: من مغرورترین مردان دنیا هستم! من بزرگ‌ترین، خوش‌بخت‌ترین، مقتدرترین، داراترین مرد دنیا هستم! بزرگ‌ترین مرد دنیا هستم؛ زیرا بزرگ‌ترین عشق دنیا در قلب من است… عشق، بزرگ‌ترین خصلت انسان است؛ پس من که عشقی چنین بزرگ در دل دارم چرا بزرگ‌ترین مرد دنیا نباشم؟ (...)

  • مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا)
    از مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا) :

    من خدا را شکر می‌کنم، اگر این حادثه توانسته باشد به آیدای من بفهماند که منظور من خود اوست نه هیچ چیز دیگر؛ و من او را برای خاطر خودش دوست می‌دارم که وجودی گران‌مایه است و مرا برای خاطر خودم دوست می‌دارد که سراپا سوخته و برافروختهٔ عشق او هستم و جز او تمنایی ندارم، جز او امیدی ندارم و اگر او نباشد، من دنیا را… نه… دنیا را ... (...)

  • مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا)
    از مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا) :

    اما آیا به چه وسیله باید به تو بفهمانم که چه اندازه دوستت می‌دارم؟ من خدا را شکر می‌کنم که درست در آستانهٔ زندگی ما این زن را در برابر من قرار داد تا لااقل تو این نکته را بدانی که من تو را برای خاطر خودت که آیدای من هستی دوست می‌دارم… من خدا را شکر می‌کنم که وسیله‌یی ساخت تا تو بدانی، آسایش و آسودگی همهٔ عمر را نمی‌خواهم؛ بلکه ... (...)

  • مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا)
    از مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا) :

    قبول کن که هر مردی، در برابر این عشق بزرگ که به او عرضه کنند، مغرور می‌شود، به زمین و آسمان کبر می‌فروشد و خود را سلطان بی‌رقیب سراسر دنیا می‌یابد. چرا نه! (...)

  • مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا)
    از مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا) :

    آری، آنچه از گفت‌وگوهای این چند شب که در خانهٔ ما می‌گذرد شنیده‌ای درست است: دختری با تمول سرشار خواستار ازدواج با من است؛ با تمول بسیار و با سماجت بسیارتر. اما آنچه او می‌خواهد به «سروری» خود قبول کند، مدت‌هاست که سر به بندگی تو سپرده است، مسألهٔ قاطع این است که احمد تو تأسف می‌خورد که چرا صاحب همهٔ ثروت‌های جهان نیست تا برای خاطر تو از آن ... (...)

  • مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا)
    از مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا) :

    آیدای من! آیدای یگانه، آیدای بی‌همتای من! نه تنها هیچ چیز نمی‌تواند میان ما جدایی بیفکند، بلکه هیچ چیز نخواهد توانست میان آنچه من و تو هستیم و وجودی یگانه را تشکیل می‌دهیم، باعث احداث تویی و منی بشود… من و تویی در میانه نیست، و اگر جسم نباشد روحی نمی‌تواند بود و اگر روح نباشد جسمی نیست. قلب من فقط با این امید می‌تپد که تو هستی، تویی وجود ... (...)

  • مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا)
    از مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا) :

    آیدا! عشق و شعر و امید و نشاط و سرود زندگی من! (...)

  • مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا)
    از مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا) :

    آیدا جانم، می‌توانم ادعا کنم که عشق من به تو، به هیچ چیزی در دنیا شبیه نیست؛ این عشق، مخلوطی است از شعر و موسیقی و خودمان! و ما من و تو فقط بدان جهت توانسته‌ایم با این جذبه یکدیگر را دوست بداریم که در دنیای به این بزرگی، تنها دو نفری هستیم که جز خودمان به هیچ کس دیگری شبیه نیستیم. (...)

  • مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا)
    از مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا) :

    اگر می‌دانستی چه قدر محتاج نوازش‌های تو هستم! اگر می‌دانستی چه قدر مشتاق آنم که با من سخن بگویی، به من بگویی که مرا دوست می‌داری، به من بگویی که خوشبختی، به من بگویی که چه فکر می‌کنی، چه می‌خواهی، و فردای طلایی مشترک‌مان را چه جور می‌بینی… افسوس آیدای کوچک من، کاش می‌دانستی که حاضرم به جای هر دقیقه که با من از قلبت سخن بگویی، یک سال از ... (...)

  • مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا)
    از مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا) :

    آیدای یگانهٔ من! حالا دیگر چنان از احساس‌های متضاد و گوناگون سرشارم که اگر بپرسی هر صبح را چه گونه به شب می‌رسانم بی‌گفت‌وگو در جوابت درمی‌مانم: هیجان عظیم به دست آوردن تو، قلب مرا از شادی انباشته است… اما، تصور این که هنوز تا مدتی دیگر می‌باید از تو دور بمانم، قلبم را از حرکت بازمی‌دارد. چشمانت به من نوید و امید می‌دهند، اما سکوت تو مرا از یأسی ... (...)

  • مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا)
    از مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا) :

    من با توفان زنده‌ام، توفانی از نوازش‌ها و جمله‌ها. من عشق و امید و زندگی‌ام را در توفان‌های پُر صدا و پُر فریاد بازمی‌یابم. این سکوت وحشت‌انگیز کافی است؛ آن را بشکن! یأسی را که با این سکوت مدهش به وجود آورده‌یی از من دور کن! من حساس‌تر از آنم که تصور کنی بتوانم در چنین محیط نامساعدی زنده بمانم… آیدای من! تو را به خدا! عشقت را فریاد کن تا ... (...)

  • مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا)
    از مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا) :

    مردی که با این همه شور و حرارت به تو عشق می‌ورزد، محتاج حرف‌های توست… اگر تو بخواهی همچنان به این سکوت ادامه دهی، نمی‌گویم تو را خواهم گذاشت و به دنبال کار خود خواهم رفت، نه، زیرا که جز کنار تو جایی ندارم؛ بلکه، می‌خواهم بگویم که اگر این سکوت ادامه یابد به زودی تنها جسد سرد و مُرده‌یی را در آغوش خواهی گرفت که از زندگی تنها نشانه‌اش ... (...)

  • مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا)
    از مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا) :

    یک بار دیگر و به طور قطع برای آخرین بار عشق به سراغ من آمد. و این بار با چنان شور و حرارتی آمد که مرا ناچار کرد اعتراف کنم که پیش از این طعم عشق را نچشیده بودم. اما با این عشق، در کمال وحشت می‌بینم که رنج‌های ناشناخته‌یی اندک‌اندک بر روح و قلبم چنگ می‌اندازد: آیدا! بگذار بی‌مقدمه این راز را با تو در میان بگذارم که من، ... (...)

  • مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا)
    از مثل خون در رگ‌های من (نامه‌های احمد شاملو به آیدا) :

    مسأله، برای من فوق‌العاده جدی است. مردی هستم که در جامعه، و در میان مردم روشنفکر، اهمیت و احترامی دارم بیش از آنچه لازم باشد… دو بار در زندگی شکست خورده‌ام و این شکست‌ها بسیار برای من اهمیت داشته زیرا که باعث شده است از هدف‌های خود در زندگی باز بمانم… من در زندگی دارای هدف‌های مشخص و روشن، و در عین حال درخشانی هستم؛ و هنگامی که می‌گویم «در زندگی ... (...)

  • با هم بودن
    ستاره داد
  • بافته
    ستاره داد
  • سابینا
    ستاره داد
  • دختر ستاره
    ستاره داد
  • زنان کوچک
    ستاره داد
  • مون پالاس
    ستاره داد
  • شدن
    ستاره داد