hedgehog

hedgehog

جملات ارزشمند کتاب ها که همچون دسته گلی از آسمان فرو می ریزند...
تقویم مطالعه ۱۳۹۶ X
آبان
آذر
دی

آخرین فعالیت‌ها


  • چه کسی باور می‌کند (رستم)
    از چه کسی باور می‌کند (رستم) :

    مرگ معنی ندارد. هیچ چیز عوض نمی‌شود. ما در جای خود قرار داریم و همه چیز به همان منوال سابق ادامه می‌یابد. می‌توانم مانند گذشته، همان طور که عادت داشتیم، به یکدیگر فکر کنیم و با هم به لطیفه هایمان بخندیم. تنها جسم است که نمی‌بینیم اما در فکر و ذهنمان آن که رفته همان گونه که بوده، هست (...)

  • چه کسی باور می‌کند (رستم)
    از چه کسی باور می‌کند (رستم) :

    یک مرد می‌تواند به طور قابل باوری زنی را منهدم کند، بدون آنکه زن هرگز به عمق فاجعه ای که در آن به سر می‌برد آگاه شود (...)

  • چه کسی باور می‌کند (رستم)
    از چه کسی باور می‌کند (رستم) :

    «من نمرده ام، منزل عوض کرده ام، در تو که مرا می‌بینی و برای من اشک می‌ریزی زنده می‌مانم.» (...)

  • چه کسی باور می‌کند (رستم)
    از چه کسی باور می‌کند (رستم) :

    آنهایی که زندگیشان را می‌شناسند از آن کمتر حرف می‌زنند (...)

  • چه کسی باور می‌کند (رستم)
    از چه کسی باور می‌کند (رستم) :

    عادت کرده بودم که حرف دلی نداشته باشم. اعتماد مانند سلامتی است از دست که رفت دیگر به زحمت باز می‌گردد (...)

  • چه کسی باور می‌کند (رستم)
    از چه کسی باور می‌کند (رستم) :

    نمی دانم چگونه تصور می‌کردیم، همه آسودگی ها، تمامی خوشبختی‌ها با قدم گذاردن به جایی که کوچکترین شناختی از آن نداشتیم، امکان پذیر می‌شود. اگر بزرگترین ترس انسان، رو به رو شدن با ناشناخته است، چرا برای ما بزرگترین خوشبختی رفتن به سوی آن شده بود (...)

  • چه کسی باور می‌کند (رستم)
    از چه کسی باور می‌کند (رستم) :

    با مرور زمان آدم جراتش را از دست می‌دهد. (...)

  • چه کسی باور می‌کند (رستم)
    از چه کسی باور می‌کند (رستم) :

    تا آن جا که به یاد دارم تقریبا همه دور و بری‌های مان با عشق مخالف بودند و آن را خلاف اخلاق جامعه می‌دانستند. آنهایی که عاشق یکدیگر بودند تا جایی که می‌توانستند آن را از یکدیگر پنهان نگه می‌داشتند. عشق حسی بود که بهتر بود در پرده ای از سکوت بماند. خانواده ما، خویشان و دوستانمان هرگز به خوشی‌های واقعی زندگی شان اعتراف نمی‌کردند. حتی خندیدن و شاد بودن ... (...)

  • چه کسی باور می‌کند (رستم)
    از چه کسی باور می‌کند (رستم) :

    فاخته دنیایی را که من در آن زندگی می‌کنم نمی‌شناسد. او فقط دنیای خودش را می‌شناسد که در آن در بند است، دنیایی پر از آرزوهای برآورده نشده و آینده ای نامعلوم. دنیایی که من در آن زندگی می‌کنم همه آن چیزی است که او آرزویش را دارد. او نمی‌داند دنیای من همه حسرت آن چیزهایی است که از دست داده ام (...)

  • چه کسی باور می‌کند (رستم)
    از چه کسی باور می‌کند (رستم) :

    می گوید: شما به رسومی که مال هزار سال پیش است چسبیده اید. از این که پس از این همه سال زندگی در این جا هنوز هم دست از آنها بر نمی‌دارید تعجب می‌کنم. می‌گویم: ستاره جان، دخترم، آدم روشنفکر سعی می‌کند آداب و رسوم مزاحم و آنهایی را که مانع پیشرفت انسان است از میان بر دارد. رسومی که ما داریم مزاحم نیست. مگر همین انگلیسی‌ها که تو این ... (...)

  • چه کسی باور می‌کند (رستم)
    از چه کسی باور می‌کند (رستم) :

    کلاغ‌ها را از دور نگاه می‌کنم، پرنده‌های باوقار و مغرور که به استقلال خود پای بندند. نگاهشان که می‌کنم حس می‌کنم هر قدمی که بر می‌دارند سرشار از آزادی و غرور است، شاید از این رو است که کمتر کسی دوستشان دارد. نمی‌توانند به کسی اعتماد کنند، همیشه به نحو برخورنده ای چپ چپ به آدم نگاه می‌کنند و اولین حرکتشان در جهت دور شدن است. (...)

  • چه کسی باور می‌کند (رستم)
    از چه کسی باور می‌کند (رستم) :

    یک بار در رستورانی نزدیک کلاسمان غذا می‌خوردیم، چِک به زن و شوهری که چند دورتر از ما نشسته بودند و در سکوت غذا می‌خوردند اشاره گرد و گفت: ببین این زن و شوهر نمونه هستند. بعد از بیست سی سال زندگی، همه این طوری می‌شوند. من و لیانا اعتراض کردیم. چِک گفت: چند نوع ازدواج داریم. یک دسته آنهایی که نسبت به هم عشق واقعی دارند. ارزش یکدیگر را ... (...)

  • چه کسی باور می‌کند (رستم)
    از چه کسی باور می‌کند (رستم) :

    «چِک» می‌گوید: ما مهاجریم. از چکسلواکی آمده ایم. از تصور روزهایی که مادرم می‌گذراند پشتم می‌لرزد. گاهی شب که به خانه می‌رسم به نظرم می‌آید او همان جا که صبح وقت خداحافظی نشسته بود، به جا مانده است (...)

  • چه کسی باور می‌کند (رستم)
    از چه کسی باور می‌کند (رستم) :

    روزی متوجه می‌شوی که هیچ چیز در زندگی آن قدر که تو تصور می‌کنی جدی نیست (...)

  • چه کسی باور می‌کند (رستم)
    از چه کسی باور می‌کند (رستم) :

    ازدواج مثل زندان است. وارد که می‌شوی کلیدش را گم می‌کنی و از آن به بعد به دنبال کلید گم شده می‌گردی (...)

  • عامه پسند
    ستاره داد
  • کتاب اوهام
    ستاره داد
  • خانوم
    ستاره داد
  • جهالت
    ستاره داد
  • زهیر
    ستاره داد
  • دریا
    ستاره داد
  • تونل
    ستاره داد