hedgehog

hedgehog

جملات ارزشمند کتاب ها که همچون دسته گلی از آسمان فرو می ریزند...
تقویم مطالعه ۱۳۹۶ X
بهمن
اسفند

آخرین فعالیت‌ها


  • بینایی
    از بینایی :

    فقط می‌خواستم ثابت کنم که همیشه نمی‌شود به واکنش‌های بدن خود اعتماد کنیم. فکر می‌کنم حق با من بود. بازپرس گفت: «تقصیر شما بود که مرا عصبانی کردید.» «معلوم است که من مقصر بودم، همیشه تقصیر بر گردن حوّای وسوسه‌گر بوده است، از طرفی، وقتی ما به این دستگاه وصل می‌شویم، کسی از ما نمی‌پرسد که عصبانی هستیم یا خیر!». (...)

  • بینایی
    از بینایی :

    حتی متخصصین شکنجه هم وقتی به خانه می‌روند فرزندانشان را می‌بوسند و یا حتی توی سینما گریه می‌کنند. (...)

  • بینایی
    از بینایی :

    خداحافظ تا فردا…خیلی جالب است که هر روز زمان جدا شدن از یکدیگر، این جمله را به کار می‌بریم و آرزو می‌کنیم روز بعد یکدیگر راببینیم، بدون این که واقعا به این موضوع فکر کنیم که آیا فردا همه چیز همان‌گونه که ما انتظار داریم خواهد بود؟ اگر چنین اتفاقی بیفتد بی‌شک یکی از احتمالات پیچیده در قالب معجزه‌ای به وقوع پیوسته است. اگر در این مورد تردیدی وجود داشته ... (...)

  • بینایی
    از بینایی :

    با گذشت زمان، کم‌کم واژه‌ی سفید، واژه‌ای اهانت آمیز تلقی می‌شد و دیگر مورد استفاده قرار نمی‌گرفت. مردم سعی می‌کردند تا آن را به کار نبرند و مثلاً به یک برگه‌ی کاغذ سفید، می‌گفتند: «کاغذ بی‌رنگ» یا «شیری رنگ». حتی دانش‌آموزان، کاملاً اصطلاحات مربوط به این رنگ را فراموش کرده بودند. از همه جالب‌تر محو شدن غیرمنتظره‌ی چیستانی بود که طی نسل‌ها، والدین از بچه‌ها می‌پرسیدند و به واسطه‌ی آن ... (...)

  • بینایی
    از بینایی :

    امید مثل نمک است، غذا نیست، اما به آن طعم می‌دهد. (...)

  • بینایی
    از بینایی :

    سانسور مانند خورشید است که وقتی طلوع می‌کند برای همه است. البته برای دنیای ما این موضوع تازگی ندارد، همیشه حق با آن‌هاست. (...)

  • غرور و تعصب
    ستاره داد
  • غرور و تعصب
    از غرور و تعصب :

    من هر چه بیشتر دنیا را می‌شناسم از آن ناراضی‌تر می‌شوم. هر روز که می‌گذرد بیشتر معتقد می‌شوم آدم‌ها شخصیت ناپایداری دارند و نمی‌شود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد. (...)

  • غرور و تعصب
    از غرور و تعصب :

    -نمی‌دانم چه کسی برای اولین بار اثر شعر را برای دفع عشق کشف کرد! - «من همیشه فکر می‌کردم شعر خوراک عشق است.» - «برای عشق سالم و درست و حسابی، شاید. چیزی که خودش قوی باشد، خوراکش را از هر چیزی می‌تواند بگیرد. اما اگر یک کشش جزئی و معمولی باشد، خب، یک غزل خوب کارش را تمام می‌کند.» (...)

  • غرور و تعصب
    از غرور و تعصب :

    فقط هنگامی به گذشته بیندیشید که یادآوری‌اش سبب رضایت‌تان می‌شود. (...)

  • ابریشم
    ستاره داد
  • ابریشم
    از ابریشم :

    رنج عجیبی است. از دلتنگی چیزی جان دادن که هرگز نخواهی داشت. (...)

  • ابریشم
    از ابریشم :

    ژاپن سرزمین کهنی است، این را می‌دانستید؟ قوانینش نیز بسیار کهنند: این قوانین می‌گویند که تنها برای دوازده جرم است که می‌توان انسانی را به مرگ محکوم کرد. و یکی از این جرم‌ها رساندن پیام عاشقانه به معشوقه است. (...)

  • ابریشم
    از ابریشم :

    ما همه نفرت‌انگیز هستیم. همه‌ی ما شگفت‌انگیز ولی نفرت‌انگیز هستیم. (...)

  • جان شیفته 1و2 (2 جلدی)
    از جان شیفته 1و2 (2 جلدی) :

    … انسان در خواستن غالباً اشتباه می‌کند. اما در نخواستن اشتباهش همیشه است. من این خطا را که دیده باشمتان و نخواسته باشم هرگز نخواهم بخشید. (...)

  • جان شیفته 1و2 (2 جلدی)
    از جان شیفته 1و2 (2 جلدی) :

    _شما مرا نمی‌شناسید. _شما را من می‌شناسم. من در زندگی آموخته‌ام که زود ببینم. زندگی می‌گذرد، و هرگز یک لحظه دوبار به دست نمی‌آید. باید آناً خواست یا آن که هرگز نخواست… (...)

  • جان شیفته 1و2 (2 جلدی)
    از جان شیفته 1و2 (2 جلدی) :

    زن نیک‌دل، لذت خود را در خود می‌یافت. از دیگران جز این نمی‌خواست که او را در تصویری که خود از ایشان می‌پرداخت خلاف نکنند. در حقیقت، او علاقه‌ای به شناختشان نداشت. آنچه را که در دیگری می‌توانست برایشان ناخوش‌آیند باشد، به بهانه‌ی آن که این «سرشت حقیقی‌اش» نیست، از میدان دید خود کنار می‌زد؛ و جز آنچه به خود او می‌مانست چیزی را در ایشان حقیقی نمی‌گرفت. بدین سان ... (...)

  • باغ زمستانی
    ستاره داد
  • آدمکش کور
    ستاره داد
  • عامه پسند
    ستاره داد
  • کتاب اوهام
    ستاره داد
  • خانوم
    ستاره داد
  • جهالت
    ستاره داد
  • زهیر
    ستاره داد