hedgehog

hedgehog

جملات ارزشمند کتاب ها که همچون دسته گلی از آسمان فرو می ریزند...
تقویم مطالعه ۱۳۹۸ X
فروردین
اردیبهشت

آخرین فعالیت‌ها


  • داستان بی‌پایان
    از داستان بی‌پایان :

    آدم می‌تواند چیزهایی را آرزو کند _ شاید سال‌ها _ تا زمانی که می‌داند آرزویش برآورده نخواهد شد. ولی هنگامی که ناگهان در برابر این امکان قرار می‌گیرد که رویاهایش جامه‌ی عمل بپوشند، آنگاه تنها یک چیز آرزو می‌کند، که ای کاش هرگز آن را آرزو نکرده بود. (...)

  • داستان بی‌پایان
    از داستان بی‌پایان :

    خردمند بودن مفهومش دربند هیچ چیز نبودن بود، یعنی هیچکس و هیچ چیز را دوست نداشتن و از هیچکس و هیچ‌چیز متنفر نبودن و البته به یکسان پذیرفتن و رد دیگران. (...)

  • کتاب‌دزد
    از کتاب‌دزد :

    آنچه که انسان‌ها قادر به انجام آن‌اند، بخصوص وقتی که سیلاب اشک از چهره‌شان روان است و تلوتلوخوران و سرفه‌کنان به جستجو و پیدا کردن می‌پردازند، پاک متحیرم می‌کند. (...)

  • کتاب‌دزد
    از کتاب‌دزد :

    انسان‌ها، اگر هیچ چیز دیگری نداشته باشند، این حس خوب را دارند که می‌میرند. (...)

  • کتاب‌دزد
    از کتاب‌دزد :

    آیا می‌شود خوشحالی را دزدید؟ یا این هم یکی از فوت و فن‌های ذاتی و شیطانی انسان‌هاست؟ (...)

  • کتاب‌دزد
    از کتاب‌دزد :

    همه می‌گویند جنگ بهترین دوست مرگ است، ولی لازم است زاویه‌ی دید دیگری در این خصوص به شما عرضه کنم. برای من، جنگ مثل یک رئیس جدید است که غیر ممکن‌ها را توقع دارد. بالای سرتان می‌ایستد و فقط یک چیز را پی‌در‌پی تکرار می‌کند «انجامش بده. انجامش بده.» در نتیجه بیشتر و سخت‌تر کار می‌کنید. کار را انجام می‌دهید، ولی رئیس از شما متشکر نیست. باز هم بیشتر می‌خواهد. (...)

  • کتاب‌دزد
    از کتاب‌دزد :

    گمانم انسان‌ها دوست دارند کمی نابودی را تماشا کنند. از خراب شدن قصرهای شنی یا خانه‌هایی که با کارت ساخته شده‌اند شروع می‌کنند. مهارت عظیمشان در شدت بخشیدن به این کار است. (...)

  • کتاب‌دزد
    از کتاب‌دزد :

    تنها یک چیز بدتر از پسری است که از شما بدش می‌آید و آن پسری است که دوستتان دارد. (...)

  • کتاب‌دزد
    از کتاب‌دزد :

    یک واژه که معنی آن در فرهنگ پیدا نمی‌شود ترک نکردن: عملی از روی عشق و اعتماد که غالباً بچه‌ها کشفش می‌کنند. (...)

  • کتاب‌دزد
    ستاره داد
  • جان شیفته 3و4 (2 جلدی)
    از جان شیفته 3و4 (2 جلدی) :

    هنگامی که زندگی به سوی پایان خود می‌رود، _ ساعتی فرا می‌رسد که در آن گاه به اندازه‌ی یک درخشش برق نهایت‌ها یکی می‌گردد: جنبش سر گیجه‌آور و سکون همانند هم می‌شود. دایره‌ی هستی به انجام می‌رسد. دو انتهای جدا از هم به یکدیگر می‌پیوندند و مار جاودانگی دم خود را به دندان می‌گیرد. دیگر نمی‌توان دانست چه چیز آینده است و چه چیز گذشته، چه، دیگر نه آغازی هست ... (...)

  • جان شیفته 3و4 (2 جلدی)
    از جان شیفته 3و4 (2 جلدی) :

    گوش کنید، این گفتاری است که برونو به عنوان هدیه سال نو برایم فرستاده است: - وقتی که انسان دیگر به هیچ چیز باور ندارد، آن دم فرا رسیده است که بخشش کند. (...)

  • جان شیفته 3و4 (2 جلدی)
    از جان شیفته 3و4 (2 جلدی) :

    به سان اقیانوس که آب‌ها بدان روی می‌آورند، _ و همچنان که پر می‌شود، تعادل را بی‌کم و کاست نگه می‌دارد، _ چنین است آن کس که همه‌ی آرزوها بدو روی می‌آورند، _ بی آن که آرزو بر او چیره گردد: _ این کس فرمانروای آرامش است… (...)

  • مثل آب برای شکلات
    از مثل آب برای شکلات :

    چه‌قدر در کودکی آرزوی چیزی را کردن آسان بود. آن وقت‌ها هیچ‌چیز به نظرش محال نمی‌رسید. بزرگ که می‌شوی می‌فهمی چیزهای زیادی هست که نمی‌توانی امید دسترسی به آن‌ها را داشته باشی، چیزهای ممنوع، چیزهای گناه آلود ناشایست. اما آخر چه چیز شایسته است؟ نادیده انگاشتن تمامی امیالی که از ته دل خواهانش هستید؟ (...)

  • مثل آب برای شکلات
    از مثل آب برای شکلات :

    مادربزرگم نظریه ی بسیار جالبی داشت. می‌گفت هریک از ما با یک قوطی کبریت در وجودمان متولد می‌شویم اما خودمان قادر نیستیم کبریت‌ها را روشن کنیم. برای این کار، محتاجِ اکسیژن و شعله هستیم. در این مورد، به عنوان مثال، اکسیژن از نفسِ کسی می‌آید که دوستش داریم؛ شعله می‌تواند هر نوع موسیقی، نوازش، کلام یا صدایی باشد که یکی از چوب کبریت‌ها را مشتعل کند. برای لحظه‌ای از فشار ... (...)

  • عروس فریبکار
    از عروس فریبکار :

    پیروزی انسان را مسموم می‌کند و نسبت به رنج دیگران بی‌اعتنا می‌کند. (...)

  • مومو
    ستاره داد